تبليغاتX
مسافر سرنوشت Free Hit Counters
Free Counter

انا لله و انا الیه راجعون

 

TinyPic image

با نهایت تاسف و تاثر در گذشت ناگهانی جوان ناکام

              برادر نویسنده محترم وبلاگ سرکار خانم الهه ناز

                      را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می رسانیم .

     

                         ای که از چشمان ما چون ماه تابان رفته ای

                                           گوهر ارزنده ای بودی و ارزان رفته ای

                           دیگر اندر جمع ما شادی نمی گنجد دریـغ

                                            از میان جمع ما جانا شتابان رفته ای

 

از طرف خودم و دوستان و آشنایان مصیبت وارده را به همکار گرامی و خانواده محترم ایشان

                                                    تسلیت عرض می نمایم.

                 انشاءاله که خداوند به ایشان و خانواده ایشان صبر عظیم عنایت فرماید.

 

زیر چراغ های خیابان ، بدون تو

                                                  من مانده ام و نم نم باران ، بدون تو
 
 ردّ تو مانده روی سر و صورت زمین
 
                              تا چند روز مانده به پایان، بدون تو
 
 بعد از تو از تمام جهان دل بریده ام
 
                              از زندگی گذشته ام ارزان . بدون تو
 
باز از کجای جامعه سر در بیاورم
 
                               هرگز نبوده زندگی آسان ، بدون تو
 
باران که قطع می شود انگار مرده ام
 
                             باران که قطع می شود انسان بدون تو
 
می خشکد از درون تن و روح و هر چه هست
 
                           می خشکد از درون من ایمان ، بدون تو
 
 پاهام دیگر از رمق افتانده اند و من
 
                             جا مانده ام مچاله و بی جان . بدون تو
 
حس می کنم به لحظه ی پایان رسیده ام
 
                             پایان ندارد این همه پایان ، بدون تو .

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 0:53 |

 حضرت امام زين العابدين عليه السلام

امام علي بن حسين بن علي بن ابيطالب عليه السلام مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري متولد شد و در 12 محرم سال 95 هجري قمري به دست وليد بن عبدالملك به شهادت رسيد. امام زين العابدين عليه السلام زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي بن ابيطالب عليه السلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن عليه السلام را درك كرد. امام سجاد عليه السلام در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزي كه به شهادت رسيد زمامداراني چون يزيد بن معاويه، عبدالله بن زبير، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و وليد بن عبدالملك، معاصر بود.

 

امام سجاد عليه السلام در اوضاع ناگوار اجتماعي آن روز كه ارزش هاي ديني دست خوش تغيير و تحريف امويان قرار گرفته بود، مهمترين كار خويش را در زمينه برقراري پيوند مردم با خدا، با دعا آغاز كرد.

چنين بود كه مردم تحت تأثير رو حيات آن حضرت قرار گرفتند و شيفته مرام و روش او شدند و بسياري از طالبان علم و دانش در مسلك راويان حديث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وي كه برخاسته از علوم رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين عليه السلام بود، بهره ها جستند.

 

  شرايط، مقتضيات و رسالتها در عصر امام سجاد عليه السلام:    TinyPic image

 

اقتدار حكومتهاي جبار و ظالم عصر، نظارت شديد و سختگيريهاي بسيار بر مخالفان سياسي بويژه شيعيان، سركوبي قيامها با كشتارهاي بي رحمانه، جهالت سياسي و مذهبي مردم، شيوع بي ديني و مفاسد اخلاقي، و قلت ياران و مجاهدان واقعي، از جمله موانعي بودند كه نگذاشتند امام سجاد عليه السلام به صورت مسلحانه قيام كنند.

مردم مسلمان عصر امام عليه السلام به علت تبليغات و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي حكومتهاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بي ديني به سر مي بردند. بدعتها و عقايد گمراه كننده و باطل به عنوان احكام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود.

در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد عليه السلام، احياي مجدد اسلام ناب محمدي (ص)، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليه السلام، مبارزه با جهالت سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود.

 

امام عليه السلام مي بايد در برابر حقايق سياسي اسلام روشنگري مي كردند بويژه كه درباره امامت و رهبري و افشاگري عليه حكومتهاي غاصب و ظالم و ترويج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شيعيان و مسلمانان را براي مبارزه و جهاد عليه ظلم، بدعت و گمراهي آماده مي ساختند.

آن حضرت موفق شدند كه در سخت ترين شرايط و با استفاده از ظريفترين شيوه هاي تبليغاتي و مبارزاتي، در اهداف خويش موفق و پيروز شوند.

سرانجام امام عليه السلام در راه پايداري و استقامت در اين جهاد مقدس، به مقام والاي شهادت نايل شدند.

 

   نقش امام سجاد در تربيت موالي :         TinyPic image   

 

"موالي" يعني: عده اي از ايرانيان كه به عراق آمده و در آنجا با تشيع آشنا شده. همچنين از جمله موضوع شايع در قرن اول و دوم هجري تربيت موالي بود. اين افراد عمدتاً به علت داشتن استعداد مناسب و نيز آمادگي كسب علم و نيز با احساس ضعفي كه ايشان در برابر عرب ها داشتند و درصدد بودند كه آن را جبران كنند، به خوبي در زمينه حديث كار كردند و در نتيجه توانستند در مدت زماني كوتاه از فقها و محدثين مراكز عمده اسلامي شوند. اين افراد در خانواده هاي مختلف عرب، تربيت شده بودند كه طبعاً انگيزه هاي سياسي و مذهبي جاري و مرسوم در آن قبايل و عشيره ها، به اينان نيز سرايت كرده بود، به ويژه كوفه، بيشتر گرايش شيعي داشت و "موالي" آن نيز چنين بودند، از اين رو اهل بيت عليهم السلام نيز از اين ويژگي براي تربيت موالي استفاده كردند.

 

در اين ميان، سياست علي بن الحسين عليه السلام شايان توجه بسيار است. امام مي كوشيد تا در مدينه، با تربيت طبقه "موالي"، راه را براي آينده باز كند. و اسلام صحيح و سليم را به آنان (كه زمينه كافي داشتند) انتقال دهد، پس با شخصيتي كه امام داشت به شايستگي مي توانست در روحيه موالي اثر بگذارد و احساسات شيعي را به آنان انتقال دهد.

استاد "سيد جعفر مرتضي" در تشريح سياستهاي امام سجاد عليه السلام و به منظور بخشيدن حياتي نوين به مكتب جعفري، اشاره به اين نكته دارد كه آن حضرت غلامان را مي خريد و آنان را آزاد مي كرد، به طوري كه به نوشته "سيد الاهل" : غلامان اين مسئله را دريافته، شور و شوق فراواني داشتند كه مشمول اقدام امام شوند. امام نيز در هر سال و ماه و روز و به مناسبت هرحادثه، آنان را آزاد مي ساخت. به طوري كه درمدينه قريب به يك لشگر از موالي آزاد شده و كنيزكان رهايي يافته، به سر مي بردند كه تمامي آنها از موالي امام سجاد عليه السلام بودند. و شمار آنها به 50 هزار تن يا بيشتر مي رسيد.

 

مؤلف محترم "اعيان شيعه" نيز مي نويسد: او سودانيان را مي خريد، حال آنكه هيچ نيازي به آنان نداشت. استاد "سيد جعفر مرتضي" پس از ذكر اين مطالب نتايج متعددي از اين مسئله مي گيرد و مي نويسد: يعني نتيجه چنين سياستي، اين بود كه موالي، اهل بيت عليهم السلام نمونه هاي انسانيت و اسلاميت به شمار مي رفتند. و آمادگي كامل داشتند تا در شرايط گوناگون در كنار آنها قرار بگيرند، شواهدي نيز وجود دارد كه نشان مي دهد "موالي" در مواقعي كه علويين مورد ظلم قرار مي گرفتند و يا بعضي از حكام به آنها ستم مي كردند، به ياري آنها مي شتافتند.

                                                      TinyPic image

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 15:31 |

TinyPic image

۱- قمر بنى‏هاشم

بهره‏ مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ‏ساز اين لقب است.

2- باب الحوائج

كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏ هايش را برآورده مى‏سازد.

3- طيار

بيانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(عليه السلام) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4-  الشهيد

شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(عليه السلام) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ‏ساز اين لقب است.

5- سقا

دلاورى عباس (عليه السلام) در صحنه هاى حيرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

 

6-  عبد صالح

لقبى كه حضرت صادق(عليه السلام) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:

«السلام عليك ايها العبد الصالح»

  سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

 

7-  سپه سالار

صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

8- پرچمدار و علمدار

يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(عليه السلام) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.

9- ابوقربه (صاحب مشك)۱۰-عميد (ياور دين خدا)، ۱۱-سفير (نماينده حجت ‏خدا)، ۱۲-صابر (شكيبا)، ۱۳-محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، ۱۴-مواسى (جانباز و مدافع حق)، ۱۵-مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل (عليه السلام) است.

                                                                             

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 14:10 |
                      

             میلاد قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل (ع) و روز جانباز را گرامی میداریم

سلام بر رشادت دستان حیدری ات!

سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت!

 سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات!

سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی!

سلام بر تو و بر دستان آب آورت!

سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست

                          و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است!

خاک بوی بهشت می گیرد،

آسمان، پایین می آید

 و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می کشد.

                              نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد

                                                     TinyPic image 

خجسته زاد روز ميلاد با سعادت سپه سالار كربلا، ماه بنى هاشم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام بر مولا و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه و اميد شيعيان حضرت بقيةالله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشريف و تمامى عاشقان و محبين اهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام مبارك باد



« سپه سالار عشق »
نگاهى معرفت‏ آموز به زندگانى
سپه سالار كربلا، حضرت ابوالفضل عليه السلام
مقاله از: احمد لقمانى

بسم الله الرحمن الرحيم
سخن نخست



زندگانى حضرت ابوالفضل(ع) دائرة‏المعارفى است كه چگونه زيستن و آگاهانه رفتن را به ما مى‏آموزد و فرصت دستيابى به مقام آدميت را هموار مى‏سازد.

در اين نوشتار، از رهگذر تربيت عباس(ع)، پرتوى از فروغ معنويت امام على(ع) و جلوه‏اى از روشنى ولايت ام ‏البنين(عليها السلام) در پرورش فرزند نصيب انسان مى‏شود و آينه‏ اى از روشنايى فضايل ابوالفضل(ع) ديدگان آدمى را نورانى مى‏كند.

با هم به مدينه مى‏رويم تا از كوچه ‏هاى بنى‏هاشم به سراى اميرمؤمنان(ع) پاى دل گذاريم و از آغازين لحظه ‏هاى زندگانى پور دلبندش عباس(ع) با او همراه شويم.


طلوع ماه در مدينه                         TinyPic image


زمين مدينه با نيم ‏نگاه خورشيد روشنايى مى‏گرفت و تابش طلايى آفتاب، جمعه، چهارمين روز شعبان سال‏26 هجرى را نورى ديگر مى‏بخشيد. بلور دلهاى شيفتگان اميرالمؤمنين على(ع) لبريز از شور و عشق شده بود و آغوش كوچه ‏هاى بنى‏هاشم به روى زائران خانه حضرت گشاده مى‏نمود. چهره علاقه ‏مندان اهل بيت (عليهم السلام) را شبنم شادى فرا گرفته بود و براى ديدار نو رسيده مولاى خويش بر يكديگر پيشى مى‏گرفتند. شور و هلهله خانه على(ع) و «فاطمه كلابيه‏» را فرا گرفته بود و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام طفل را نظاره كنند و شيرينى اولين كلام او را بيابند.

در اين هنگام گويى مام كودك، ام ‏البنين (عليها السلام) نوزاد را به على(ع) تقديم كرد. امام فرزند دلبند خود را به سينه چسباند، با صدايى آسمانى در گوش راست فرزند اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا در گلستان وجود او شاخسار ايمان و عشق به «توحيد» و «نبوت‏» نمايان شود; تا از بلنداى همتش آبشار شوق به «امامت‏» جارى شود و تا هميشه ايام در سايه ‏سار «ولايت‏» سروى سبز باشد.

چون نسيم اذان و اقامه بر روان پاك و سپيد طفل وزيد، امام(ع) با واژه‏اى مهرآفرين و روح ‏افزا، نام فرزند را بيان فرمود: «عباس‏» يعنى شير بيشه شجاعت و قهرمان ميدان نبرد. دلاورى از شجاعان اسلام و قهرمانى كه در برابر باطل و ستم عبوس و خشمگين است و در مقابل خير و نيكى شادان و متبسم.

رواق چشمان اطرافيان را هاله ‏اى از عشق و اميد فرا گرفته بود. فاطمه كلابيه بيش از ديگران از خشنودى امام على(ع) شادمان و خرسند بود.

در اين لحظه، الماس بوسه على(ع) بر بلور وجود طفل نشست و پيكر كوچك عباس با اولين نوازش و عاطفه آشنا شد; اما اين شادمانى لحظاتى بعد با توفان غم درهم پيچيده شد. ناگهان گوهر اشك از ديدگان اميرمؤمنان(ع) بر سينه سيمايش پديدار شد، صداى گريه آن حضرت دلها را مالامال از اندوه ساخت و فرمود: گويا مى‏بينم اين دستها يوم الطف در كنار نهر فرات در يارى برادرش حسين از بدن جدا خواهد شد.



هفتمين روز ميلاد


على(ع) در هفتمين روز ميلاد، فرزند دلبند خود را خواست. طبق سنت پسنديده اسلام، موهاى زيبايش را تراشيد و هم وزن آنها، طلا يا نقره به مستمندان داد. سپس گوسفندى، به عنوان عقيقه، ذبح كرد تا به بركت آن صدقات و اين قربانى پيكر پاك عباس عزيز پا برجا و سالم ماند و ايام زندگانى‏اش طوباى بركاتى جاودان شود.

گفتار امام(ع) و نام حماسى نوزاد دفتر طلايى خاطرات او را در مقابل ديدگان آشنايان مى‏گشود. از اين‏رو بر بينش على(ع) آفرين مى‏گفتند و انتخاب عقيل را مى‏ستودند.

آنها از روزى ياد مى‏كردند كه اميرمؤمنان(ع) برادرش عقيل را طلبيد تا از بلنداى «علم انساب‏» نگاهى به قبايل مختلف بيفكند، خانواده ‏اى شجاع را انتخاب كند و انگشت اشاره بر بانويى پاك و عفيف ‏نهد تا فرزندانى دلاور، سرآمد و شيردل به دنيا آورد.

پس از مدتى تحقيق و ژرف‏نگرى، عقيل «فاطمه كلابيه‏» (ام ‏البنين) را برگزيد.



دوران كودكي عباس عليه السلام


در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك.

عباس گفت: يك

حضرت ادامه داد: بگو دو

عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبخندى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند.



ايام نوجواني و جواني                      TinyPic image


محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد  ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.

در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد  و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.



كنيه هاي مهر افرو                         


ديباچه صفات اخلاقى افراد و فهرست فضايل معنوى انسانها در كنيه آنان نمايان است. عباس(ع) انسانى آسمانى بود كه بلنداى عظمتش كنيه‏ هاى بسيارى براى او پديد آورد. «ابوالفضل‏» مشهورترين كنيه اوست. اين كنيه برخى از صاحب‏نظران را بر آن داشت تا شعاع چشمگير شخصيت عباس را بستر اين واژه بدانند. ويژگيهاى دوران كودكى و شكوهمندى روح‏ افزاى نوجوانى او نشان از بزرگى مقام وى داشت. بسيارى از فرهيختگان و شعرا بهره ‏مندى از فضايل فراوان را علت اين لقب دانسته ‏اند. (17)

از سوى ديگر، پاره ‏اى از محقان و انديشمندان بهره‏ مندى از نعمت وجود فرزندى به نام «فضل‏» را دليل اين كنيه شمرده‏ اند.

«ابوالقاسم‏» كنيه اى ديگر است. مورخان، با ژرف‏نگرى در واژه‏هاى معرفت ‏آفرين زيارت اربعين، اين كلمه را كنيه آن حضرت دانسته ‏اند. آنجا كه جابر انصارى خطاب به اين رادمرد الهى مى‏گويد: 

                       السلام عليك يا اباالقاسم، السلام عليك يا عباس بن‏ علی

 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 21:17 |

TinyPic image

                          

 سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا!

 

  سلام بر تو ای سفینه عشق!

              

   مدینه را شور حضور تو پر کرده است.

 

 شمیم لبخند پنجره ها!

                         

                          فضا را عطرآگین نموده

 

  و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، 

                                                      

                                                          نام زیبای تو را زمزمه می کند

و زمین چه سعادتمند،

                 

                   گهواره حضور تو پیدا شده است.

 

ای رهبر عاشقان و دلدادگان!

                       

                      ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

                                                               

 TinyPic image

روز سوم شعبان سال چهارم هجرى، در بيت عصمت و طهارت نوزادى متولد شد كه ولادتش قلبها را مسرور و ديده‏ ها را گريان ساخت. كودك را نزد رسول خدا (ص) آوردند. پيامبر گرامى در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را (حسين) ناميد. جبرئيل و فرشتگان آسمانها براى تهنيت و شادباش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد اين نوزاد را تبريك می گفتند ولی آنان حامل پيام ديگرى نيز بودند، خبرى كه رسول خدا (ص) را بشدت متأثر كرد و اشك از ديدگانش جارى شد: (اين كودك را امت تو به قتل می رسانند!).

به درستي كه شباهت امام حسين عليه السلام به رسول خدا فقط در صورت نبود بلكه در سيرت نيز آن امام بزرگ جلوه گاه سيره رسول خدا بود و آن سرور كائنات در اين باره فرمود: شجاعت و سخاوتم را به حسين بخشيدم.

امام حسين (عليه السلام) يك ساله بود كه فرشتگان بسيارى بر نبى مكرم اسلام نازل شدند و عرض كردند: (يا محمد! همان ستمى كه از قابيل بر هابيل وارد شد، بر فرزندت (حسين) وارد می شود و همان اجرى كه به هابيل داده شد، به حسين داده می شود و عذاب كنندگانش همچون عذاب قابيل معذب خواهند بود) از اين رو، رسول خدا (ص) می فرمود: (خداوندا! هر كس حسين مرا ذليل می كند، خوار و ذليلش كن و هر كه حسينم را می كشد، او را كامروا قرار مده!".

رسول خدا (ص) به طرق مختلف، مراتب فضيلت و منزلت فرزند خود، حسين (عليه السلام) را به امت گوشزد می فرمودند. گاه به زبانى فراگير، تمامى اهل بيت را میستود و گاه درباره امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) سخنانى بيان می فرمودند و گاه در خصوص امام حسين (عليه السلام) اشاره نموده، مقامش را يادآور می شدند تا حجت بر همگان تمام شود و حق از باطل مشخص گردد، گاهى نيز در مقابل چشمان مردم، گلوى حسين و دهان او را می بوسيدند و يا زمانى كه در سجده نماز بودند و سنگينى حسين را بر دوش خود احساس می كردند، به احترامش سجده را طول می دادند تا جايى كه نمازگزاران گمان میكردند وحى الهى نازل شده است. آرى كسانى كه پس از اين، در سال 61 هجرى، خون حسين (عليه السلام) را به گردن گرفتند، در زمان طفوليت آن حضرت، چه بسا كودكان و يا جوانانى بودند كه سخنان پيامبر (ص) را نمی شنيدند و يا با بی اهميتى گوش می كردند و ممكن بود از يادشان محو شود ولى آنچه با چشم ديده میشود، در دلها می ماند.

امام حسين همچنان رشد میكرد تا زمان رحلت جد گراميش، رسول خدا، محمد مصطفى (ص) فرا رسيد و پس از آن، پدر را خانه ‏نشين و مادر را از دست رفته و برادر عزيزش را مسموم ديد در اين حال، بنا به امر الهى، بار امامت را بر دوش گرفت تا چراغى در تاريكي هاى جهالت و پرچمى در مسير هدايت باشد. امامت آن حضرت، مقارن با باقيمانده ايام خلافت (معاويه بن ابى سفيان) بود.

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 2:29 |
TinyPic image

الهی ! نام ترا جواز و مهر تو ما را جهاز.

الهی ! شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را ایمان.

الهی ! فضل تو ما را لواء و کنف تو ما را ماوا.

الهی ! ضعیفان را پناهی...

         قاصدان را بر سر راهی...

        مومنان را گواهی چه بود که افزایی نگاهی.

 

الهی ! چه عزیز است او را که تو خواهی وربگریزد او را در راه آری.

        طوبی آنکس را که تو او را رائی...آیا که تو از ما خود گرائی

الهی ! ترا که داند که ترا تو دانی...ترا نداند کس ترا تو دانی.

        بس ای سزاوار ثنای خویش و ای شکر کننده عطای خویش.

     بذات خود از خدمت تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز.

     و به کل خود از شادی بتو عاجز و به توان خود از سزای عقل تو عاجز.

 

کریما ! گرفتار آن دردم که تو درمان آنی و بنده آن ثنایم که تو سزای آنی.

                من در تو چه دانم تو دانی...تو آنی که گفتی من آنم ...آنی.

 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 14:6 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: پروردگار متعال ، مرا به 9 چيز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان ، دادگرى در خوشنودى و خشم ، ميانه روى در نياز وتوانمندى ، بخشيدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است ، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده ، ديدار خويشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و اين كه خاموشيم انديشه و سخنم ، يادآورى خداوند؛ و نگاهم عبرت و پند باشد.

حضرت علی (ع)

فرمود: دورى و اجتناب كنيد از معصيت هاى إ لهى ، حتّى در پنهانى ، پس به درستى كه خداوند شاهد اعمال و نيّات است ؛ و نيز او حاكم و قاضى خواهد بود.

حضرت فاطمه (س)

فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ يعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با يكديگر درباره خدا و دين اختلاف نمى كردند.
و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكى پس از ديگرى منتقل مى گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّريف ، و صلوات اللّه عليهم اجمعين مى گرديد كه او نهمين فرزند از حسين عليه السلام مى باشد.

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 18:37 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: جبرئيل مرا موعظه و نصحيت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش ، بالا خره بين تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده ، ولى بدان نتيجه و پاداش آنرا خواهى گرفت .

حضرت علی (ع)

فرمود: امروزه  در دنيا  زحمت و فعاليّت ، بدون حساب است و فرداى قيامت ، حساب و بررسى اعمال و دريافت پاداش است .

حضرت فاطمه(س)

فرمود: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبيّت او در دهند و به سعادت نائل آيند؛ پس آن طورى كه شايسته است بايد تقواى الهى داشته باشيد و كارى كنيد تا با اعتقاد به دين اسلام از دنيا برويد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 17:33 |
                                                     قاصدک

TinyPic image

قاصدک ! هان چه خبر آوردی؟

 از کجا وز که خبر آوردی؟

 

خوش خبر باشی اما... اما...

گرد بام و در من...

بی ثمر می گردی.

 

انتظار خبری نیست مرا...

 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری -یاری.

 

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس...

برو آنجا که تو را منتظرند.

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند.

 

دست بردار از این در وطن خویش غریب...

قاصد تجربه های همه تلخ...

با دلم می گوید:

که دروغی تو دروغ...

که فریبی تو فریب.

 

قاصدک ! هان ...ولی ...آخر...ایوای!

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام. آی ! کجا رفتی ؟ آری...

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی- طمع شعله نمی بندم-

خردک شرری هست هنوز؟

 

قاصدک !

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند.

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 11:48 |
 

TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: سرور و سيّد مردم در دنيا افراد سخاوتمند خواهند بود، وسيّد و سرور انسان ها در قيامت پرهيزكاران مى باشند.

حضرت علی (ع)

فرمود: در تغيير و دگرگونى حالات و حوادث ، فطرت و حقيقت اشخاص شناخته مى شود.

حضرت فاطمه (س)

فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى ها و جنايت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرين قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 15:0 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: تمامى چشم ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته :
1 آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد.
2 چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد.
3 چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بيدار بوده باشد.

حضرت علی (ع)

فرمود: خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است .
پس جهاد مرد، آن است كه از مال و جانش بگذرد تا جائى كه در راه خدا كشته و شهيد شود.
و جهاد زن آن است كه در مقابل زحمات و صدمات شوهر و بر غيرت و جوانمردى او صبر نمايد.

حضرت فاطمه (س)

فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پيامبر خود را به قتل رسانند.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 16:45 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: هر كس بزرگسال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نمايد، خداوند او را در قيامت از سختى ها و مشكلات در امان مى دارد.

حضرت علی (ع)

فرمود: مؤ من آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بيندازد و ديگران از او در أ منيت و آسايش باشند.

حضرت فاطمه( س )

خطاب به همسرش اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چيزى را در خواست نمايم و تو توان تهيه آنرا نداشته باشى .

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 19:18 |

TinyPic image

ناگهان غار حرا پر نور گشت

راز گاهي رشك كوه طور گشت

كوه نور اين روشني را تازه ديد

پرتوي بي حد و بي اندازه ديد

آسمان افزون بر او تابيده بود

تاب مهر و ماه را بس ديده بود

روشن از او گشت چشم روزگار

ماند آئينش به گيتي پايدار

گاه گويد آسمان، گاهي زمين

آفرين فرزند صحرا آفرين

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 18:19 |

                                          خدایا !                                                       TinyPic image                                              

یاری ام ده تا از آتش جانسوز خطا بر کنار باشم

 که آتش رویدادها را اشک آسمان فرو می نشاند.

  اما شرار خطاهایم را دریا دریا اشک دیدگانم !

 

              

دستگیرم شو تا به یاری آب و خاک 

  این شعله سرکش را خاموش کنم.

 

پس مرا خلوصی عطا کن 

 تا در هر سجده چنان پیشانی بر خاک بسایم

 و در هر توبه چنان اشک ندامت ببارم

مگر این آتش سوزنده به باران رحمتت فرو بنشیند.

 

                                          خدایا !

 یا ری ام ده تا جانم صفای تو یابد

و دلم در هوای تو پر بگشاید

 که سلام بر تو در صبحگاهان

 یارانت را سر مست می کند

 و بر زبان راندن نامت درگاه و بی گاه

راحت روح است.

 

 دستگیرم شو تا پرده ها از پیش چشمانم کنار روند

 و خطاهایم را در پرده بگیر

  ای کریمی که پوشنده خطایی  !

       

پس مرا فروغی عطا کن که در دعوتت تاخیر نورزم

در روزگار فتنه و شوریدگی از بیم نلرزم

 و آبروی خویش پیش کسان بر آب نریزم. 

 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:10 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: هيچ مؤ من و مؤ منه اى مريض نمى گردد مگر آن كه خطاها ولغزش هايش پاك و بخشوده مى شود.

حضرت علی (ع)

فرمود: نزول قرآن بر سه قسمت است : يك قسمت آن درباره اهل بيت عصمت و طهارت : و دشمنان و مخالفان ايشان ؛ و قسمت ديگر آن ، اخلاقيّات و ضرب المثلها؛ و قسمت سوّم در بيان واجبات و احكام الهى مى باشد.

حضرت فاطمه (س)

ضمن وصيّتى به امام علىّ عليه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برايم قرآن را بسيار تلاوت نما، و برايم دعا كن ، چون كه ميّت در چنان موقعيّتى بيش از هر چيز نيازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 18:36 |

به مناسبت شهادت امام موسی کاظم (ع)

  زندان نمودن امام و چگونگي شهادت:

 

درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه

 

علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند

 

خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي

 

خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد

 

جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر

 

بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون

 

اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه

 

خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي

 

بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و

 

اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او

 

پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه

 

ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و

 

جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول

 

الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي

 

خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند

 

و او را پوشيده به بصره  نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

 

 عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت

 

ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد.

 

هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام

 

را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد.

 

چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ

 

نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را  به سندي بن

 

شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات

 

يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا

 

خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات

 

آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي

 

گفته اند.

 

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 3:16 |
                                               هم صحبت خوب من !

                     احساس من از بودن من چیزی جز خواندن خوب من نیست

                                                        و تو

                            حرفهایم را...شعرهایم را...و مرا خوب می خوانی 

                                 متن هایم عاشق شنیدن های تو هستند

                                                     بی تو 

                                       حرفی برای گفتن ها نیست

                               قلمم به اشتیاق خواندن تو می نویسد

                          و الا حرفی برای اینهمه گفتن نیست که نیست.

                                                                 TinyPic image

و کنار آشنایی تو

                    آشیانه می کنم

فضای آشیانه را

                   پر از ترانه می کنم

کسی سوال می کند:

                              به خاطر چه زنده ای؟

و من برای زندگی

                       تو را بهانه می کنم.  

                                                                                                                                                                   

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 22:50 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه ، ودادن قرض الحسنه هيجده درجه ، و انجام صله رحم بيست و چهار درجه افزايش خواهد داشت .

حضرت علی (ع)

فرمود: قرآن احوال گذشتگان ، و اخبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان كرده است .

حضرت فاطمه (س)

فرمود: هنگامى كه در روز قيامت برانگيخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، را شفاعت مى نمايم.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 18:46 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى يابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشيد با چه كسى دوست و همنشين مى باشيد.

حضرت علی (ع)

فرمود: روز داد خواهى مظلوم بر عليه ظالم سخت تر است از روزى كه ظالم ستم بر مظلوم مى كند.

حضرت فاطمه (س)

اظهار داشت: اى پدر، من به ياد روز قيامت افتادم كه مردم چگونه در پيشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ايستاد و فرياد رسى ندارند، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بيت عليهم السلام .

التماس دعا


+ نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 20:52 |
                                   و چه چیز حس مرا به معاد و رستاخیز برده است

                                 که جز رضایت قلبم حریم خوشبختی نمی شناسم؟

                                                     روحم آرام نمی گیرد

                                         افکارم از حد دنیای خاکی فراتر است

                   و هیچ جیز جز اعتراف قصه های زندگی به حقانیت گم شده ذهنم

                                                  مرا راضی نمی کند.

                                                این روزهای پر از تقدیر

                                که هر ضربه نبضم را بی قرار خویش کرده است. 

                                                                   TinyPic image

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 23:29 |



خشم شيطان در برابر سكوت

جابر بن عبداللّه انصارى آن مرد صحابى و يار با وفا حكايت كند:

روزى مولاى متّقيان اميرالمؤ منين ، امام علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه عليه از محلّى عبور مى نمود،

ناگهان متوجّه شد كه شخصى مشغول فحش دادن و ناسزاگوئى ، به قنبر غلام آن حضرت است ؛ و قنبر

مى خواست تلافى كند و پاسخ آن مردبى ادب و تحريك شده شيطان و هواى نفس را بدهد.

ناگهان اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام بر قنبر بانگ زد كه : آى قنبر! آرام باش و سكوت خود را حفظ كن

و دشمن خود را به حال خود رها ساز تا خوار و زبون گردد.

سپس افزود: ساكت باش و با سكوت خود، خداى مهربان را خوشنود گردان و شيطان را خشمناك ساز و

دشمن خويش را به كيفر خود واگذارش نما.

امام علىّ عليه السلام پس از آن فرمود: اى قنبر! توجّه داشته باش كه هيچ مؤ منى نتواند خداوند متعال

را، جز با صبر و بردبارى خشنود سازد.

و همچنين هيچ حركت و عملى همچون خاموشى و سكوت ، شيطان را خشمگين و زبون نمى گرداند.

و بدان كه بهترين كيفر براى احمق ، سكوت در مقابل ياوه ها و گفتار بى خردانه او است .

حقير گويد: تأ ييد و مصداق بارز آن ، نيز كلام خداوند متعال است كه فرمود:

 (اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)

وقتى با افراد نادان و بى خرد مواجه گشتيد، او را بدون پاسخ رها سازيد.

التماس دعا

ميگن شيشه ها احساس ندارن ولی وقتی رو شيشه بخار گرفته اطاقم نوشتم :

(يا حسين مظلوم)

شيشه آرام آرام گريست.

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 21:47 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: رفتار و اخلاق خود را نيكو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائيد، زنان و همسران خود را گرامى داريد تا بدون حساب وارد بهشت گرديد.

حضرت علی (ع)

فرمود: زبان ، همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم و ايمان ) خواهد زد.

حضرت فاطمه (س)

فرمود: هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از ديگرى در الويّت است مگر آن كه ديگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را إ قامه نمايد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 19:9 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: فرزند براى مؤ من همانند جگر و پاره تن اوست ، چنانچه پيش از او بميرد شفيع او مى گردد، اگر بعد از او بميرد برايش استغفار مى كند و خداوند گناهانش را مى آمرزد.

حضرت علی (ع)

فرمود: مستى در چهار چيز است : مستى از شراب (و خمر)، مستى مال و ثروت ، مستى خواب ، مستى رياست و مقام .

حضرت فاطمه (س)

فرمود: اوّل بايد در فكر مشكلات و آسايش همسايه و نزديكان و سپس در فكر خويشتن بود.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 19:21 |

به نام حضرت دوست

                  یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد :

          من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد :

               برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه .

                                   او از خوبان درگاه ماست .

             حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه .

       حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید: 

                                          از خوبان ماست .

       از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند

                                        ببین او چی کار میکنه .

         بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد .

                       فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت :

        مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست میداشتم .

            حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . 

             حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود :

ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه

                                   گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :

                       آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم

                                    تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم .

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 21:3 |
TinyPic image

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: علاقه نسبت به رياست و ثروت سبب روئيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئيدن سبزيجات مى باشند.

حضرت علی (ع)

فرمود: اى گروه مردم ، نسبت به محبّت و علاقه به دنيا مواظب باشيد، چون كه علاقه و محبّت به دنيا اساس هر خطا و انحرافى است ، و دروازه هر بلا و گرفتارى است ، و نزديك كننده هر فتنه و آشوب ؛ و نيز آورنده هر مصيبت و مشكلى است .

حضرت فاطمه (س)

فرمود: همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 17:52 |

   پیامبر اکرم(ص)

فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهميّت مى دهند تا مبادا مريض شوند وليكن اهميّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنم ندارند.

حضرت علی (ع)

فرمود: فخر كردن انسان به خودش ، نشانه كم عقلى او مى باشد.

حضرت فاطمه (س)

روز جمعه نزديك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشيد غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و ديگران دعا كنم .

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 18:50 |
   

  و آنگاه که قلم نوشتنم رو به سکوت می رود...

           گویا احساسم را با احساسی غریب کشته اند...

مرگ حرفم را در اوج سخن می بینم ...

   لیکن زبانم را یارای هیچ کلامی نیست.

در درونم فریادیست که می خواهد قلم را ...

و می خواهد بازتاب حسم را ...آنگاه که پر از گفتن است ...اما خاموش.

 

کلام انعکاس اندیشه است ...

             و قلم انعکاس تمامی کلام ها و  اندیشه ها و انگیزه ها .

قلم اوج بیداریست...

اوج جنبش...

اوج انقلاب احساسات...

                     اوج موجودیت یک موجود.

                                                                 TinyPic image

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:59 |
                                  خدای من !

TinyPic image

        یاری ام ده تا در راستی استوار باشم

   و در راهت پایدارم بدار تا سرگشته نمانم.

در دل محبت و شفقت آفریدگان تو را بپرورانم

   و رنج خود از محنت دیگران بیشتر ندانم.

 

       دستگیرم شو تا همواره اقرار کنم

         به هیچ کس بودن و مفلس بودن

و به لطف تو بی نام و در خور پیام شوم.

 

پس مرا کرداری عطا کن که در آن نقش ریا نباشد

   و بر آن نشانی از آتش هوا و وسوسه ها نباشد.

 

                              خدای من !

یاری ام ده تا ببینم آن هزار نقش رنگارنگی را

     که پیش رویم نهاده ای

  و افسون های گونه گونی را

    که بر من نماینده ای.

 

ای که دوستدارانت را با موری پند می دهی

         به عنکبوتی پناه می دهی

و در کشتی نجات از بلای توفان می رهانی

           عشاق درمانده را دریاب

   که همه عمر در بحر عشق گرفتارند

و هر نفسی بسی توفان های رنج از سر می گذرانند.

 

        آنان را در کشتی الطاف بی کرانت

             به کران امن و آسایش برسان.

 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 21:7 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب ، آتش را خاموش مى كند، همچنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نمايد.

حضرت علی (ع)

ضمن سفارشى به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود:
پيش از آن كه بخواهى مسافرت بروى ، رفيق مناسب راه را جويا باش ، و پيش از آن كه منزلى را تهيّه كنى همسايگان را بررسى كن كه چگونه هستند.

حضرت فاظمه (س)

فرمود: كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشويد دست هايش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برايش بوجود آيد كسى جز خودش را سرزنش نكند.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 18:41 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤ منى را كه ضعيف و بى دين است ، سؤ ال شد:
مؤ من ضعيف و بى دين كيست ؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگيرى از كارهاى زشت نمى كند.

حضرت علی (ع)

فرمود: در هر حالتى حقّ را بگو و مدافع آن باش ، دوستى و معاشرت با پرهيزگاران را ادامه ده ، و از فاسقين و معصيت كاران كناره گيرى كن ، و از منافقان دورى و فرار كن ، و با خيانتكاران همراهى و هم نشينى منما.

حضرت فاطمه (س)

فرمود: تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت ، و نتيجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ايمنى ازعذاب خواهد بود.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 19:12 |
                                           زبان دیگر

مگو

    کلام

          بی چیز و نا رساست

بانگ اذان

  خالی نومید را مرثیه می گوید ـــ

ویل للمکذبین !

 

به نمادی ریاضت کشانه قناعت کن

قلندرانه به هوئی

همچنان که (( تو ))

                          ابلاغ ژرف محبت

و ((سرخی ))

حرمتی

         که نمازش می بری .

 

از کلامت باز داشتند

آن چنان که کودک را

                         از بازیچه

و بر گرده خاموش مفاهیم از تاراج معابدی باز می آیند

که نماز آخرین را

                    به زیارت می رفتیم .

چه گونه با کلماتی سخن باید گفت که شان به زباله دان افکنده اند؟

با (( چر کتابی ))

                     از (( سپیدی ))

از آنگونه که شاعران

با ظلمات بی عدالت مرگ خویش از طبیعت آفتاب سخن گفتند.

                                                                  TinyPic image

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 14:10 |

پیامبر اکرم (ص )

فرمود: هر كه رياست و مسئوليتى را بپذيرد و بداند كه ا هليّت آن را ندارد، در قبر و قيامت جايگاه او پر از آتش خواهد شد.

حضرت علی (ع)

فرمود: آن عالم و دانشمندى كه علم خود را - در بيان حقايق - براى ديگران كتمان كند، روز قيامت با بدترين بوها محشور مى شود و مورد نفرت و نفرين تمام موجودات قرار مى گيرد.

حضرت فاطمه( س)

فرمود: روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و ديگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننمايد هيچ سودى از روزه خود نمى برد.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 19:26 |
 

در دنیا زندگی کن ...کارهای روزانه ات را انجام بده

...اما هیچگاه از یاد نبر که مخلوق خدا هستی.

 

هر روز کوشش کن که خود را تعالی بخشی .هنگام انجام وظایف روزانه ات حتی یک

لحظه هم از روح درون روی نگردان .

 

وظیفه ات را به انجام برسان و پیوسته به خدا بیندیش .و فراموش نکن که فقرا و

تهیدستان تصویری از خدا هستند .

 

خدمت با مهر و احترام گذاشتن به آنها تو را به خدا نزدیکتر می کند .آنچه را به

تهیدستان می بخشی در واقع به خدا داده ای.

 

(عشق)... منجی جهان است....پرده ها را فرو افکنید و بگذارید عشق وارد شود تا

اگر توفانها شما را در بر گیرند و تند بادها بخروشند همچنان در آرامش باشید.

 

به همه کس و همه چیز عشق بورزید .به آنها که شما را دوست دارند عشق

بورزید.. .به آنها که شما را دوست ندارند عشق بورزید.. .به انسانهای پرهیزکار عشق

بورزید.. . به آنان که غرق در گناهند عشق بورزید.

 

به هر سبزه ..دانه شن ..هر قطره شبنم ..هر شعاع آفتاب ..هر زبانه آتش عشق

بورزید....و با اینکه شعله  ها شما را می سوزانند از میان خاکسترتان ندا بر خواهد

آمد :  (( تو همانی ))

                                                                 TinyPic image 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 14:21 |

بمناسبت وفات حضرت زینب کبری (س )

 

ای پیام آور خون شهدا یا زینب ................... وی تو چون شیر خدا شیر خدا یا زینب

ای رسول و علی و فاطمه را پاره تن ........... ای همه جان جهانت به فدا یا زینب

اگر از اشک شود ملک جهان دریائی .......... نشود حق تو یک قطره ادا یا زینب

 

وفات آن حضرت:

 

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند به شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

 

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 21:14 |

پیامبر اکرم ( ص )

فرمود: شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت در افكار و قلب هايتان مى گردد.

حضرت علی (ع)

فرمود: از گرفتن نسيه و قرض ، خود را برهانيد، چون كه سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خوارى در روز خواهد گشت .

حضرت فاطمه (س)

فرمود: هميشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زير پاى مادران است ؛ و نتيجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 18:59 |

پیامبر اکرم ( ص )

فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زياد باشد امراض جسمى بدنش و كدورت ، قلبش را فرا خواهد گرفت .

حضرت علی( ع )

فرمود: تعجبّ مى كنم از كسى كه اوّلش قطره اى آب ترش شده و عاقبتش لاشه اى متعفّن - بد بو - خواهد بود و خود را ظرف فضولات قرار داده است ، با اين حال تكبّر و بزرگ منشى هم مى نمايد.

حضرت فاطمه (س)

در آخرين لحظات عمرش به همسر خود چنين سفارش نمود:
پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متديّن است .
همانا مردان در هر حال ، نيازمند به زن مى باشند.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 19:40 |
                                         روز پدر

 

یهو به دلم افتاد بیام برای تمامی آنها که در این روز عزیز و دوست داشتنی جای باباهاشون رو

خالی می بینند و خیلی دوست داشتند در چنین روزی با یه هدیه می رفتن دست بوس

پدراشون مطلبی بنویسم.......

 واقعا جاشون خالی  باباهایی که ما رو با خدا و دین و نماز آشنا کردن...

 باباهایی که از صبح تا شب زحمت می کشیدن تا من و تو به جایی برسیم ...

 الان که نیستند آدم تازه می فهمه چه نعمتی  رو از دست داده...

 اگر بگم دلمون برای کتکهای اونها هم  تنگ شده بی راه نگفتم .

جای باباهایی که در دفاع از دین و خاک وطن در سنین جوانی شهید شدند.. شاید بچه هاشون

قیافه باباهاشون  رو هم یادشون  نیاد.. امروز با یک دسته گل میرند سر مزارشون .

یک عده هم که باباهاشون مفقودالاثر هستنند ..خدا کنه خبری از باباهاشون براشون بیاد

بحق مولود امروز که جان همه عالم فداش .

 

و چه زیبا می گفت فرزندی:

وقتی به عرقای روی پیشونیش نگاه کردم دلم می خواست تا نفس

دارم دستای محکم و بزرگشو ببوسم.

 
 به ایمانش حسودیم میشه وقتی رو به قبله سجده
 
می کنه و اونقدر مظلومانه میگه :  اِرحَم عَبدُِکَ ضَعیف...
 
 
پدرم بود که با دل مهربونش ...خدا  رو به من نشون داد.
  
التماس دعا...
                                          TinyPic image
+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 20:39 |

پیامبر اکرم  (ص)

فرمود: هر كس با زنى به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نمايد، و هر كه با زنى به جهت زيبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد ديد، و كسى كه با زنى به جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خواسته هاى او را تاءمين مى گرداند.

حضرت علی (ع)

فرمود: خير و خوبى در دنيا وجود ندارد مگر براى دو دسته :
دسته اوّل آنان كه سعى نمايند در هر روز، نسبت به گذشته كار بهترى انجام دهند.
دسته دوّم آنان كه نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشيمان و سرافكنده گردند و توبه نمايند، و توبه كسى پذيرفته نيست مگر آن كه با اعتقاد بر ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت باشد.

حضرت فاطمه (س)

فرمود: سه چيز از دنيا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نيازمندان در راه خدا.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 16:56 |

خجسته ميلاد اوّلين طلعت امامت

Your Image Thumbnail

زپشت پرده تا بى پرده يار من نمايان شد
ز شرم روى او خورشيد اندر پرده پنهان شد
ولادت يافت اندر كعبه آن مولود مسعودى
كه ذات پاك او مرآت ذات پاك يزدان شد
تجلّى كرد تا نور رخش اندر حريم حق
حرم حرمت گرفت و قبله گاه اهل ايمان شد
همان نورى كه موسى ديد اندر سينه سينا
مگر بار دگر در كعبه باز آن نور تابان شد
همانا كعبه آمد در شرف بالاتر از سينا
كه آن جا نور او اين جا وجود او درخشان شد
چه مولودى كه اندر مَدرسش ادريس با لقمان
يكى شاگرد اءبجد خوان ، يكى طفل دبستان شد
معلّم بر تمام انبياء، از آدم و عيسى
مقدّم بر تمام ماسوا، از جنّ و انسان شد
گروهى ممكنش دانند و جمعى واجب امّا من

ميان واجب وممكن ، همه فكرم به پايان شد

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 16:31 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بيفكند، خداوند چشم هاى او را پر از آتش

مى گرداند.

حضرت علی (ع)

فرمود: كسى كه دهن خورده برادر مؤ منش را به عنوان تبرّك ميل نمايد، خداوند متعال ملكى را ماءمور مى گرداند تا براى آن دو نفر تا روز قيامت طلب آمرزش و مغفرت نمايد.

حضرت فاطمه( س )

فرمود: اگر آنچه را كه ما اهل بيت دستور داده ايم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ايم خوددارى نمائى ، تو از شيعيان ما هستى وگرنه ، خير.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 16:23 |

پیامبر اکرم( ص )

فرمود: هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زيارت كرده ، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده ، هر شخصى همنشين دانشمندى گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده ، و هر كه در دنيا با من همنشين شود، در آخرت همنشين من خواهد گشت .

حضرت علی (ع)

فرمود: ارزش هر انسانى به قدر همّت اوست ، و شجاعت و توان هر شخصى به مقدار گذشت و إ حسان اوست ، و درستكارى و صداقت او به قدر جوانمردى اوست ، و پاكدامنى و عفّت هر فرد به اندازه غيرت او خواهد بود.

حضرت فاطمه( س )

بعد از جريان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جويا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنيا را آزاد كردم و هيچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنين دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 16:35 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: دانشمندى كه بين گروهى نادان قرار گيرد همانند انسان زنده اى است بين مردگان ، و كسى كه در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گيريد چون علم وسيله قرب و نزديكى شما به خداوند است ، و فراگيرى علم ، بر هر فرد مسلمانى فريضه است .

حضرت علی (ع)

فرمود: اى فرزند آدم ، غُصّه رزق و آذوقه آن روزى كه در پيش دارى و هنوز نيامده است نخور، زيرا چنانچه زنده بمانى و عمرت باقى باشد خداوند متعال روزىِ آن روز را هم مى رساند.

حضرت فاطمه( س )

مرد نابينائى وارد منزل شد و حضرت زهراء عليها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله علّت آن را جويا شد؟
در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابينا مرا نمى بيند، من او را مى بينم ، ديگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 19:42 |

 حضرت‌ امام‌ محمد تقى‌ جوادالأئمه‌ (ع‌)

امام‌ نهم‌ شيعيان‌ حضرت‌ جواد (ع‌) در سال‌ 195 هجرى‌ در مدينه‌ ولادت‌ يافت‌ . نام‌ نامى‌اش‌ محمد معروف‌ به‌ جواد و تقى‌ است‌ .

القاب‌ ديگرى‌ مانند : رضى‌ و متقى‌ نيز داشته‌ ، ولى‌ تقى‌ از همه‌ معروفتر مى‌باشد . مادر گرامى‌اش‌ سبيكه‌ يا خيزران‌ است‌ كه‌ اين‌ دو نام‌ در تاريخ‌ زندگى‌ آن‌ حضرت‌ ثبت‌ است‌ .

امام‌ محمد تقى‌ (ع‌) هنگام‌ وفات‌ پدر 8 ساله‌ بود . پس‌ از شهادت‌ جانگداز حضرت‌ رضا عليه‌ السلام‌ در اواخر ماه‌ صفر سال‌ 203 ه

مقام‌ امامت‌ به‌ فرزند ارجمندش‌ حضرت‌ جوادالأئمه‌ (ع‌) انتقال‌ يافت‌ . مأمون‌ خليفه‌ عباسى‌ كه‌ همچون‌ ساير خلفاى‌ بنى‌ عباس‌ از پيشرفت‌ معنوى‌ و نفوذ باطنى‌ امامان‌ معصوم‌ و گسترش‌ فضايل‌ آنها در بين‌ مردم‌ هراس‌ داشت‌ ، سعى‌ كرد ابن‌ الرضا را تحت‌ مراقبت‌ خاص‌ خويش‌ قرار دهد . " از اينجا بود كه‌ مأمون‌ نخستين‌ كارى‌ كه‌ كرد ، دختر خويش‌ ام‌ الفضل‌ را به‌ ازدواج‌ حضرت‌ امام‌ جواد (ع‌) درآورد ، تا مراقبى‌ دايمى‌ و از درون‌ خانه‌ ، بر امام‌ گمارده‌ باشد . رنجهاى‌ دايمى‌ كه‌ امام‌ جواد (ع‌) از ناحيه‌ اين‌ مأمور خانگى‌ برده‌ است‌ ، در تاريخ‌ معروف‌ است‌ " .

از روشهايى‌ كه‌ مأمون‌ در مورد حضرت‌ رضا (ع‌) به‌ كار مى‌بست‌ ، تشكيل‌ مجالس‌ بحث‌ و مناظ‌ره‌ بود . مأمون‌ و بعد معتصم‌ عباسى‌ مى‌خواستند از اين‌ راه‌ - به‌ گمان‌ باطل‌ خود - امام‌ (ع‌) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش‌ حضرت‌ جواد (ع‌) نيز چنين‌ روشى‌ را به‌ كار بستند . به‌ خصوص‌ كه‌ در آغاز امامت‌ هنوز سنى‌ از عمر امام‌ جواد (ع‌) نگذشته‌ بود . مأمون‌ نمى‌دانست‌ كه‌ مقام‌ ولايت‌ و امامت‌ كه‌ موهبتى‌ است‌ الهى‌ ، بستگى‌ به‌ كمى‌ و زيادى‌ سالهاى‌ عمر ندارد .

بارى‌ ، حضرت‌ جواد (ع‌) با عمر كوتاه‌ خود كه‌ همچون‌ نوگل‌ بهاران‌ زودگذر بود ، و در دوره‌اى‌ كه‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌ اسلامى‌ و غير اسلامى‌ در ميدان‌ رشد و نمو يافته‌ بودند و دانشمندان‌ بزرگى‌ در اين‌ دوران‌ ، زندگى‌ مى‌كردند و علوم‌ و فنون‌ ساير ملتها پيشرفت‌ نموده‌ و كتابهاى‌ زيادى‌ به‌ زبان‌ عربى‌ ترجمه‌ و در دسترس‌ قرار گرفته‌ بود ، با كمى‌ سن‌ وارد بحثهاى‌ علمى‌ گرديد و با سرمايه‌ خدايى‌ امامت‌ كه‌ از سرچشمه‌ ولايت‌ مطلقه‌ و الهام‌ ربانى‌ مايه‌ گرفته‌ بود ، احكام‌ اسلامى‌ را مانند پدران‌ و اجداد بزرگوارش‌ گسترش‌ داد و به‌ تعليم‌ و ارشاد پرداخت‌ و به‌ مسائل‌ بسيارى‌ پاسخ‌ گفت‌ . براى‌ نمونه‌ ، يكى‌ از مناظ‌ره‌هاى‌ ( = احتجاجات‌ ) حضرت‌ امام‌ محمد تقى‌ (ع‌) را در زير نقل‌ مى‌كنيم‌ :

" عياشى‌ در تفسير خود از ذرقان‌ كه‌ همنشين‌ و دوست‌ احمد بن‌ ابى‌ دؤاد بود ، نقل‌ مى‌كند كه‌ ذرقان‌ گفت‌ : روزى‌ دوستش‌ ( ابن‌ ابى‌ دؤاد ) از دربار معتصم‌ عباسى‌ برگشت‌ و بسيار گرفته‌ و پريشان‌ حال‌ به‌ نظر رسيد . گفتم‌ : چه‌ شده‌ است‌ كه‌ امروز اين‌ چنين‌ ناراحتى‌ ؟ گفت‌ : در حضور خليفه‌ و ابوجعفر فرزند على‌ بن‌ موسى‌ الرضا جريانى‌ پيش‌ آمد كه‌ مايه‌ شرمسارى‌ و خوارى‌ ما گرديد . گفتم‌ : چگونه‌ ؟ گفت‌ : سارقى‌ را به‌ حضور خليفه‌ آورده‌ بودند كه‌ سرقتش‌ آشكار و دزد اقرار به‌ دزدى‌ كرده‌ بود . خليفه‌ طريقه‌ اجراى‌ حد و قصاص‌ را پرسيد . عده‌اى‌ از فقها حاضر بودند ، خليفه‌ دستور داد بقيه‌ فقيهان‌ را نيز حاضر كردند ، و محمد بن‌ على‌ الرضا را هم‌ خواست‌ .

خليفه‌ از ما پرسيد : حد اسلامى‌ چگونه‌ بايد جارى‌ شود ؟

من‌ گفتم‌ : از مچ‌ دست‌ بايد قطع‌ گردد .

خليفه‌ گفت‌ : به‌ چه‌ دليل‌ ؟

گفتم‌ : به‌ دليل‌ آنكه‌ دست‌ شامل‌ انگشتان‌ و كف‌ دست‌ تا مچ‌ دست‌ است‌ ، و در قرآن‌ كريم‌ در آيه‌ تيمم‌ آمده‌ است‌ : فامسحوا بوجوهكم‌ و ايديكم‌ . بسيارى‌ از فقيهان‌ حاضر در جلسه‌ گفته‌ مرا تصديق‌ كردند .

يك‌ دسته‌ از علماء گفتند : بايد دست‌ را از مرفق‌ بريد .

خليفه‌ پرسيد : به‌ چه‌ دليل‌ ؟

گفتند : به‌ دليل‌ آيه‌ وضو كه‌ در قرآن‌ كريم‌ آمده‌ است‌ : ... و ايديكم‌ الى‌ المرافق‌ . و اين‌ آيه‌ نشان‌ مى‌دهد كه‌ دست‌ دزد را بايد از مرفق‌ بريد .

دسته‌ ديگر گفتند : دست‌ را از شانه‌ بايد بريد چون‌ دست‌ شامل‌ تمام‌ اين‌ اجزاء مى‌شود .

و چون‌ بحث‌ و اختلاف‌ پيش‌ آمد ، خليفه‌ روى‌ به‌ حضرت‌ ابوجعفر محمد بن‌ على‌ كرد و گفت‌ :

يا اباجعفر ، شما در اين‌ مسأله‌ چه‌ مى‌گوييد ؟

آن‌ حضرت‌ فرمود : علماى‌ شما در اين‌ باره‌ سخن‌ گفتند . من‌ را از بيان‌ مطلب‌ معذور بدار .

خليفه‌ گفت‌ : به‌ خدا سوگند كه‌ شما هم‌ بايد نظر خود را بيان‌ كنيد .

حضرت‌ جواد فرمود : اكنون‌ كه‌ من‌ را سوگند مى‌دهى‌ پاسخ‌ آن‌ را مى‌گويم‌ . اين‌ مطالبى‌ كه‌ علماى‌ اهل‌ سنت‌ درباره‌ حد دزدى‌ بيان‌ كردند خطاست‌ . حد صحيح‌ اسلامى‌ آن‌ است‌ كه‌ بايد انگشتان‌ دست‌ را غير از انگشت‌ ابهام‌ قطع‌ كرد .

خليفه‌ پرسيد : چرا ؟

امام‌ (ع‌) فرمود : زيرا رسول‌ الله‌ (ص‌) فرموده‌ است‌ سجود بايد بر هفت‌ عضو از بدن‌ انجام‌ شود : پيشانى‌ ، دو كف‌ دست‌ ، دو سر زانو ، دو انگشت‌ ابهام‌ پا ، و اگر دست‌ را از شانه‌ يا مرفق‌ يا مچ‌ قطع‌ كنند براى‌ سجده‌ حق‌ تعالى‌ محلى‌ باقى‌ نمى‌ماند ، و در قرآن‌ كريم‌ آمده‌ است‌ " و ان‌ المساجد لله‌ ... " سجده‌گاه‌ها از آن‌ خداست‌ ، پس‌ كسى‌ نبايد آنها را ببرد .

معتصم‌ از اين‌ حكم‌ الهى‌ و منطقى‌ بسيار مسرور شد ، و آن‌ را تصديق‌ كرد و امر نمود انگشتان‌ دزد را برابر حكم‌ حضرت‌ جواد (ع‌) قطع‌ كردند .

ذرقان‌ مى‌گويد : ابن‌ ابى‌ دؤاد سخت‌ پريشان‌ شده‌ بود ، كه‌ چرا نظر او در محضر خليفه‌ رد شده‌ است‌ . سه‌ روز پس‌ از اين‌ جريان‌ نزد معتصم‌ رفت‌ و گفت‌ : يا اميرالمؤمنين‌ ، آمده‌ام‌ تو را نصيحتى‌ كنم‌ و اين‌ نصحيت‌ را به‌ شكرانه‌ محبتى‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ما دارى‌ مى‌گويم‌ . معتصم‌ گفت‌ : بگو .

ابن‌ ابى‌ دؤاد گفت‌ : وقتى‌ مجلسى‌ از فقها و علما تشكيل‌ مى‌دهى‌ تا يك‌ مسأله‌ يا مسائلى‌ را در آنجا مطرح‌ كنى‌ ، همه‌ بزرگان‌ كشورى‌ و لشكرى‌ حاضر هستند ، حتى‌ خادمان‌ و دربانان‌ و پاسبانان‌ شاهد آن‌ مجلس‌ و گفتگوهايى‌ كه‌ در حضور تو مى‌شود هستند ، و چون‌ مى‌بينند كه‌ رأى‌ علماى‌ بزرگ‌ تو در برابر رأى‌ محمد بن‌ على‌ الجواد ارزشى‌ ندارد ، كم‌كم‌ مردم‌ به‌ آن‌ حضرت‌ توجه‌ مى‌كنند و خلافت‌ از خاندان‌ تو به‌ خانواده‌ آل‌ على‌ منتقل‌ مى‌گردد ، و پايه‌هاى‌ قدرت‌ و شوكت‌ تو متزلزل‌ مى‌گردد .

اين‌ بدگويى‌ و اندرز غرض‌آلود در وجود معتصم‌ كار كرد و از آن‌ روز در صدد برآمد اين‌ مشعل‌ نورانى‌ و اين‌ سرچشمه‌ دانش‌ و فضيلت‌ را خاموش‌ سازد .

اين‌ روش‌ را - قبل‌ از معتصم‌ - مأمون‌ نيز در مورد حضرت‌ جوادالأئمه‌ (ع‌) به‌ كار مى‌برد ، چنانكه‌ در آغاز امامت‌ امام‌ نهم‌ ، مأمون‌ دوباره‌ دست‌ به‌ تشكيل‌ مجالس‌ مناظ‌ره‌ زد و از جمله‌ از يحيى‌ بن‌ اكثم‌ كه‌ قاضى‌ بزرگ‌ دربار وى‌ بود ، خواست‌ تا از امام‌ (ع‌) پرسشهايى‌ كند ، شايد بتواند از اين‌ راه‌ به‌ موقعيت‌ امام‌ (ع‌) ضربتى‌ وارد كند . اما نشد ، و اما از همه‌ اين‌ مناظ‌رات‌ سربلند درآمد .

روزى‌ از آنجا كه‌ " يحيى‌ بن‌ اكثم‌ " به‌ اشاره‌ مأمون‌ مى‌خواست‌ پرسشهاى‌ خود را مطرح‌ سازد مأمون‌ نيز موافقت‌ كرد ، و امام‌ جواد (ع‌) و همه‌ بزرگان‌ و دانشمندان‌ را در مجلس‌ حاضر كرد . مأمون‌ نسبت‌ به‌ حضرت‌ امام‌ محمد تقى‌ (ع‌) احترام‌ بسيار كرد و آنگاه‌ از يحيى‌ خواست‌ آنچه‌ مى‌خواهد بپرسد . يحيى‌ كه‌ پيرمردى‌ سالمند بود ، پس‌ از اجازه‌ مأمون‌ و حضرت‌ جواد (ع‌) گفت‌ : اجازه‌ مى‌فرمايى‌ مسأله‌اى‌ از فقه‌ بپرسم‌ ؟ حضرت‌ جواد فرمود :

آنچه‌ دلت‌ مى‌خواهد بپرس‌ .

يحيى‌ بن‌ اكثم‌ پرسيد : اگر كسى‌ در حال‌ احرام‌ قتل‌ صيد كرد چه‌ بايد بكند ؟

حضرت‌ جواد (ع‌) فرمود : آيا قاتل‌ صيد محل‌ بوده‌ يا محرم‌ ؟ عالم‌ بوده‌ يا جاهل‌ ؟ به‌ عمد صيد كرده‌ يا خطا ؟ محرم‌ آزاد بوده‌ يا بنده‌ ؟ صغير بوده‌ يا كبير ؟

اول‌ قتل‌ او بوده‌ يا صياد بوده‌ و كارش‌ صيد بوده‌ ؟ آيا حيوانى‌ را كه‌ كشته‌ است‌ صيد تمام‌ بوده‌ يا بچه‌ صيد ؟ آيا در اين‌ قتل‌ پشيمان‌ شده‌ يا نه‌ ؟ آيا اين‌ عمل‌ در شب‌ بوده‌ يا روز ؟ احرام‌ محرم‌ براى‌ عمره‌ بوده‌ يا احرام‌ حج‌ ؟

يحيى‌ دچار حيرت‌ عجيبى‌ شد . نمى‌دانست‌ چگونه‌ جواب‌ گويد . سر به‌ زير انداخت‌ و عرق‌ خجالت‌ بر سر و رويش‌ نشست‌ . درباريان‌ به‌ يكديگر نگاه‌ مى‌كردند .

مأمون‌ نيز كه‌ سخت‌ آشفته‌ حال‌ شده‌ بود در ميان‌ سكوتى‌ كه‌ بر مجلس‌ حكمفرما بود ، روى‌ به‌ بنى‌ عباس‌ و اطرافيان‌ كرد و گفت‌ :

- ديديد و ابوجعفر محمد بن‌ على‌ الرضا را شناختيد ؟

سپس‌ بحث‌ را تغيير داد تا از حيرت‌ حاضران‌ بكاهد .

بارى‌ ، موقعيت‌ امام‌ جواد (ع‌) پس‌ از اين‌ مناظ‌رات‌ بيشتر استوار شد .

امام‌ جواد (ع‌) در مدت‌ 17 سال‌ دوران‌ امامت‌ به‌ نشر و تعليم‌ حقايق‌ اسلام‌ پرداخت‌ ، و شاگردان‌ و اصحاب‌ برجسته‌اى‌ داشت‌ كه‌ : هر يك‌ خود قله‌اى‌ بودند از قله‌هاى‌ فرهنگ‌ و معارف‌ اسلامى‌ مانند : ابن‌ ابى‌ عمير بغدادى‌ ، ابوجعفر محمد بن‌ سنان‌ زاهرى‌ ، احمد بن‌ ابى‌ نصر بزنطى‌ كوفى‌ ، ابوتمام‌ حبيب‌ اوس‌ طائى‌ - شاعر شيعى‌ مشهور - ابوالحسن‌ على‌ بن‌ مهزيار اهوازى‌ و فضل‌ بن‌ شاذان‌ نيشابورى‌ كه‌ در قرن‌ سوم‌ هجرى‌ مى‌زيسته‌اند .

اينان‌ نيز ( همچنانكه‌ امام‌ بزرگوارشان‌ هميشه‌ تحت‌ نظر بود ) هر كدام‌ به‌ گونه‌اى‌ مورد تعقيب‌ و گرفتارى‌ بودند . فضل‌ بن‌ شاذان‌ را از نيشابور بيرون‌ كردند . عبدالله‌ بن‌ طاهر چنين‌ كرد و سپس‌ كتب‌ او را تفتيش‌ كرد و چون‌ مطالب‌ آن‌ كتابها را - درباره‌ توحيد و ... - به‌ او گفتند قانع‌ نشد و گفت‌ مى‌خواهم‌ عقيده‌ سياسى‌ او را نيز بدانم‌ .

ابوتمام‌ شاعر نيز از اين‌ امر بى‌بهره‌ نبود ، اميرانى‌ كه‌ خود اهل‌ شعر و ادب‌ بودند حاضر نبودند شعر او را - كه‌ بهترين‌ شاعر آن‌ روزگار بود ، چنانكه‌ در تاريخ‌ ادبيات‌ عرب‌ و اسلام‌ معروف‌ است‌ - بشنوند و نسخه‌ از آن‌ داشته‌ باشند .

اگر كسى‌ شعر او را براى‌ آنان‌ ، بدون‌ اطلاع‌ قبلى‌ ، مى‌نوشت‌ و آنان‌ از شعر لذت‌ مى‌بردند و آن‌ را مى‌پسنديدند ، همين‌ كه‌ آگاه‌ مى‌شدند كه‌ از ابوتمام‌ است‌ يعنى‌ شاعر شيعى‌ معتقد به‌ امام‌ جواد (ع‌) و مروج‌ آن‌ مرام‌ ، دستور مى‌دادند كه‌ آن‌ نوشته‌ را پاره‌ كنند . ابن‌ ابى‌ عمير - عالم‌ ثقه‌ مورد اعتماد بزرگ‌ - نيز در زمان‌ هارون‌ و مأمون‌ ، محنتهاى‌ بسيار ديد ، او را سالها زندانى‌ كردند ، تازيانه‌ها زدند . كتابهاى‌ او را كه‌ مأخذ عمده‌ علم‌ دين‌ بود ، گرفتند و باعث‌ تلف‌ شدن‌ آن‌ شدند و ... بدين‌ سان‌ دستگاه‌ جبار عباسى‌ با هواخواهان‌ علم‌ و فضيلت‌ رفتار مى‌كرد و چه‌ ظ‌المانه‌ !

میلاد  ((امام جواد (ع)))  پاره تن امام رضا ع آقا و سرور ما ایرانیان بر تمامی مسلمانان جهان تبریک.

+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 12:43 |
                                                            صلوات
 
صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند برای انسان است.
صلوات : تحفه‌ای از بهشت است.

صلوات : روح را جلا می‌دهد.
صلوات : عطری است كه دهان انسان را خوشبو می‌كند.
صلوات : نوری در بهشت است.
صلوات : نور پل صراط است.
صلوات : شفيع انسان است.
صلوات : ذكر الهی است.
صلوات : موجب كمال نماز می‌شود.
صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن می‌شود.
صلوات : موجب تقرب انسان است.
صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است.
صلوات : سپری در مقابل آتش جهنم است.
صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است.
صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.
صلوات : انسان را در سه عالم بيمه میكند.
صلوات : از جانب خداوند رحمت است و از سوی فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است.
صلوات : برترين عمل در روز قيامت است.
صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه می‌شود.
صلوات : محبوب‌ترين عمل است.
صلوات : آتش جهنم را خاموش میكند.
صلوات : زينت نماز است.
صلوات : گناهان را از بين می برد.
صلوات : فقر و نفاق را از بين می‌برد.
صلوات : بهترين داروی معنوی است.

با ذكر صلوات ، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد.
با ذكر صلوات ، نوری در بهشت برای خود بيافرينيد.
با ذكر صلوات ، گناهان خود را پاك و تولدی ديگر برای خود بوجود آوريد.
با ذكر صلوات ، پاداش هفتاد و دو شهيد را برای خود ثبت كنيد.
با ذكر صلوات ، ده حسنه برای خود ثبت كنيد
 
+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:31 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گريزان شوند همان طورى كه گوسفند از گرگ گريزان است ، خداوند چنين جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند:
1 بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمى دارد.
2 حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى گرداند.
3 هنگام مرگ و جان دادن ، بى ايمان از اين دنيا خواهند رفت
.

حضرت علی (ع)

فرمود: يك ساعت در محضر علماء نشستن - كه انسان را به مبداء و معاد آشنا سازند - از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود.
توجّه و نگاه به عالِم از إ عتكاف و يك سال عبادت - مستحبّى - در خانه خدا بهتر است .
زيارت و ديدار علماء، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف اطراف كعبه محبوب تر خواهد بود، و نيز افضل از هفتاد حجّ و عمره قبول شده مى باشد.
همچنين خداوند او را هفتاد مرحله ترفيعِ درجه مى دهد و رحمت و بركت خود را بر او نازل مى گرداند، و ملائكه شهادت مى دهند به اين كه او اهل بهشت است
.

حضرت فاطمه (س)

در آخرين روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصيّتى به اسماء فرمود: من بسيار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشييع مى كنند.
و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى ديگران تعريف مى نمايند.
مرا بر تخت و بلانكاردى كه اطرافش پوشيده نيست و مانع مشاهده ديگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشييع كن ، خداوند تورا از آتش جهنّم مستور و محفوظ نمايد
.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 19:56 |
                                       خدایا !

TinyPic image

    یاری ام ده که اگر تو یاورم باشی

    به مژه ای دو جهان رااز جای بردارم

    و اگر چشم عنایت از من بر گیری

وای بر من! که تاب بار گران یک مژه ام را هم ندارم.

 

دستگیرم شو که در پناه تو اگر میان آب و آتش باشم

باکی نیست که فقط با ذکر و یاد تو دلخوش باشم.

 

پس مرا قناعتی عطا کن تا در این جهان یاد و نام تو

و در آن جهان دیدار و سلام تو غایت آرزویم باشد.

 

                                  خدایا !

یاری ام ده تا اگر سرخی جمال مهرویان را ندارم

       از زرد رویی عاشقان بی بهره نباشم

و اگر از حسن و زیبایی یوسف برخوردار نیستم

       از درد عشق یعقوب بی بهره نباشم.

 

دستگیرم شو تا از سر فروتنی تو را بخوانم

        چرا که هیچ نوایی به درگاهت

         خوش تر از آوای وارستگان نیست .

 

پس مرا دیدگانی عطا کن که از مهر تو گریان باشد

نه چشمی که از نا دیدن الطافت در خور تاوان باشد .

و دلی عطا کن که همواره وصل تو را خواهان باشد

            نه دلی که از هجر تو ویران باشد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 15:34 |

پیامبر اکرم (ص)

فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دين و عمل به دستورات آن همانند در دست گرفتن آتش گداخته است .

حضرت علی (ع)

فرمود: عزيزترين عزّت ها علم و كمال است ، براى اين كه شناخت معاد و تاءمين معاشِ انسان ، به وسيله آن انجام مى پذيرد.
و پست ترين ذلّت ها جهل و نادانى است ، زيرا كه صاحبش هميشه در كرى و لالى و كورى مى باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود.

حضرت فاطمه (س)

ضمن وصيّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى .
و به زيارت و ديدار من بر سر قبرم بيائى
.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 18:32 |
Free Hit Counters
Free Counter

هیئت عزیزترارجانمان عشاق المهدی عج