تبليغاتX
مسافر سرنوشت Free Hit Counters
Free Counter
 TinyPic image

همه ما سرگردان هستیم و نمی دانیم از کجا آمده ایم و به کجا می رویم...

ما هنوز کانون حقیقی خود را نیافته ایم...

در پناه آن کانون است که قلب دردمندمان آسایش می یابد...

در آن کانون خدا حضور دارد...

                   به خود بگوییم :  (( خداوند پناهگاه ماست))

این حقیقت را بارها تکرار کنیم تا در اندیشه و شعورمان شکل گیرد و در اعماق ضمیر نا خود

آگاهمان جای گیرد و آن را استحاله بخشد...

آنگاه سرگردانی هایمان به پایان خواهد رسید و سفر حقیقی مان به شهر عشق آنجا که

خداوند سکنی دارد آغاز می شود...

                                     خداوندی که یگانه همدم و یار ماست

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 23:55 |

علامت‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور


  در اين مطالب‌ رويدادهايي‌ را كه‌ وقوع‌ آنها در فاصله‌ نزديك‌ به‌ عصر

 ظهور پيش‌گويي‌ شده‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌دهيم‌.

 بخش‌ اول‌ - علامات‌ پيش‌ از ظهور


  احاديثي‌ كه‌ حوادث‌ ايّام‌ نزديك‌ به‌ ظهور را ترسيم‌ و محدوده‌ آن‌ عصر را مشخص‌ مي‌كنند

مي‌توان‌ به‌ چهار قسمت‌ زير دسته‌بندي‌ كرد:

 1. عصر ظهور


  در برخي‌ از احاديث‌ شريفه‌ ما ويژگي‌هاي‌ كلي‌ و عمومي‌ ظهور به‌ همراه‌ اشاره‌اي‌ به‌ برخي‌

جريانات‌ مشخص‌ آن‌ زمان‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ به‌ حديث‌ مفصلي‌ كه‌ گفتگوي‌

آميخته‌ باناباوري‌ زياد سلمان‌ با حضرت‌ رسول‌(ص‌) را در مراسم‌ حج‌ بيان‌ مي‌كند ـ

 2. سال‌هاي‌ ظهور


  احاديثي‌ كه‌ به‌ بررسي‌ سال‌هاي‌ ظهور مي‌پردازند، حوادث‌، اتفاقات‌ و نشانه‌هاي‌ بيشتري‌ را بيان‌

مي‌كنند و گستره‌ محدودتري‌ را به‌ تصوير مي‌كشند كه‌ از جمله‌ آنها همان‌ علاماتي‌ است‌ كه‌ از

كتاب‌  الارشاد شيخ‌ مفيد در پايان‌ بخش‌ پيشگويي‌هاي‌ ائمه‌(ع‌)آمده است .
 

 در احاديث‌ ديگر هم‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
 

 امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:

 زماني‌ كه‌ مردم‌ در عرفات‌ ايستاده‌اند، وقتي‌ سواري‌ كه‌ بر شتري‌ تيزپا نشسته‌ آنها را از مرگ‌

خليفه‌ خبردار مي‌كند و با مرگ‌ او فرج‌ آل‌ محمد(ص‌) و همه‌ مردم‌ مي‌رسد. 1
 

 ابوبصير مي‌گويد: از امام‌ صادق‌(ع‌) شنيدم‌ كه‌ مي‌فرمودند:
 

كسي‌ كه‌ مرگ‌ عبدالله‌ را براي‌ من‌ ضمانت‌ كند من‌ هم‌ ظهور قائم‌ را براي‌ او ضمانت‌ مي‌كنم‌.
 

 سپس‌ فرمودند:
 

وقتي‌ عبدالله بميرد مردم‌ پس‌ از او با كسي‌ متحد نشوند! ان‌شاءالله و اين‌ جريان‌ بدون‌ امامتان‌ آرام‌

نمي‌شود و حكومت‌ و سلطنت‌ سالانه‌ و طولاني‌ مدت‌ از بين‌ مي‌رود، مدت‌ سلطنت‌هاي‌ پادشاهان‌

به‌ ماه‌ و روز نمي‌كشد. پرسيدم‌: آيا اين‌ دوران‌ طول‌ مي‌كشد؟ فرمودند: «هرگز!» 2
 

از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
 

وقتي‌ بني‌فلان‌ به‌ خاطر چيزي‌ كه‌ ميان‌ آنهاست‌ دچار تشتت‌ و اختلاف‌ شدند منتظر فرج‌ باشيد و

فرج‌ شما جز با اختلاف‌ بني‌فلان‌ محقق‌ نمي‌شود پس‌ آنگاه‌ كه‌ گرفتار اختلاف‌ شدند چشم‌ انتظار

صيحه‌اي‌ در ماه‌ رمضان‌ و قيام‌ قائم‌(ع‌) باشيد كه‌ خدا هرچه‌ را بخواهد انجام‌ مي‌دهد. قائم‌ قيام‌

نمي‌كند و شما هم‌ آنچه‌ را عاشقش‌ هستيد نخواهيد ديد تا وقتي‌ بني‌فلان‌ بر سر آنچه‌ در بينشان‌

است‌ مبتلا به‌ اختلاف‌ و درگيري‌ شوند و وقتي‌ چنين‌ شد مردم‌ به‌ آنها (ملكشان‌) طمع‌ مي‌كنند و

وحدت‌ ويكپارچگي‌ازبين‌مي‌رودو سفياني‌ شورش‌ مي‌كند. سپس‌ادامه‌دادند،بني‌فلان‌بالاخره‌ سلطنت‌

خواهند كرد و پس‌ از پادشاهي‌، آنها به‌ اختلاف‌ دچار مي‌شوند و سلطنتشان‌ به‌ باد مي‌رود و

حكومتشان‌ پراكنده‌ و متشتت‌ مي‌شود... 3

 3. سال‌ ظهور
 

 در اين‌ قسمت‌ احاديث‌ به‌ طور دقيق‌ حوادثي‌ را بيان‌ مي‌كنند؛ خصوصاً در نيمه‌ دوم‌ سال‌ كه‌ از

شورش‌ سفياني‌ در رجب‌ شروع‌ مي‌شود و با نداي‌ آسماني‌ در طبق‌ نظام‌ عددي‌ يا رقمي‌ و بر

حسب‌ تقويم‌ اسلامي‌ سال‌ ظهور فرد است‌ و روز طلوع‌ آن‌ خورشيد تابان‌ هم‌ شنبه‌ دهم‌ محرّم‌ ا

لحرام‌ كه‌ مصادف‌ با عاشوراي‌ حسيني‌ است‌ ماه‌ رمضان‌ و شهادت‌ نفس‌ زكيه‌ در 25 ماه‌ ذي‌حجة‌

ادامه‌ مي‌يابد و به‌ ظهور نور مبارك‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در عاشورايي‌ كه‌ با شنبه‌ مصادف‌ شده‌ ا

ست‌ ختم‌ مي‌شود. اين‌ روايات‌ علامت‌هاي‌ حتمي‌ ظهور را كه‌ مدتي‌ پيش‌ از آن‌ واقعه‌ عظيم‌ واقع‌

مي‌شود در برمي‌ گيرد و از مسلماتي‌ است‌ كه‌ به‌ آنها يقين‌ داريم‌ و معتقديم‌ در مورد آنها بدأ 4 

(تقديم‌ و تأخير ناشي‌ از برخي‌ علل‌) رخ‌ نمي‌دهد. همه‌ مؤمنان‌ لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ نشانه‌ را به‌

خوبي‌ بشناسند و كساني‌ را كه‌ به‌ دروغ‌ ادعاي‌ مهدويت‌ كردند با كمك‌ آنها به‌ راحتي‌ و با قاطعيت‌

تكذيب‌ كنند. پس‌ از وقوع‌ اين‌ علائم‌ حتمي‌ است‌ كه‌ فرج‌ مؤمنين‌ مي‌آيد و خداوند تبارك‌ و تعالي‌

درد سينه‌هايشان‌ را شفا داده‌ و پريشاني‌ را از دل‌هاي‌ ايشان‌ مي‌زدايد.
 

تمامي‌ ائمه‌(ع‌) وقتي‌ كه‌ از حضرت‌ مهدي‌(ع‌) و علائم‌ ظهور ايشان‌ و نزديكي‌ قيامشان‌ صحبت‌

مي‌كرده‌اند در برخي‌ موارد متذكر مي‌شده‌اند كه‌ بعضي‌ از اين‌ نشانه‌ها از حتميات‌ ظهور است‌ و

به‌ طوري‌ كه‌ اگر آنها محقق‌ نشده‌ باشند حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور نخواهند كرد.

 4. نشانه‌هاي‌ برپايي‌ قيامت‌
 

 اين‌ نشانه‌ها كه‌ عبارتند از خارج‌ شدن‌ جنبنده‌اي‌ از زمين‌ (دابة‌الارض‌) كه‌ با مردم‌ صحبت‌

مي‌كند و طلوع‌ خورشيد از مغرب‌ و آتشي‌ كه‌ از عمق‌ زمين‌ خارج‌ مي‌شود و مردم‌ را به‌ سوي‌

محشر و قيامت‌ سوق‌ مي‌دهد و... از جمله‌ رواياتي‌ كه‌ به‌ تبيين‌ آنها مي‌پردازد اين‌ حديث‌ است‌ كه‌

حضرت‌ امير(ع‌) فرمودند كه‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) مي‌فرمودند:


 ده‌ چيز حتماً پيش‌ از قيامت‌ خواهد آمد: سفياني‌، دجال‌،دود، جنبده‌ (دابة‌)، خروج‌ حضرت‌ مهدي‌

(ع‌) و طلوع‌ خورشيد از مغرب‌ و فرود آمدن‌ عيسي‌ و فرو رفتن‌ زمين‌ در مشرق‌ و فرو رفتن‌

درجزيره‌ العرب‌ و آتشي‌ كه‌ از اعماق‌ زمين‌ خارج‌ مي‌شود و مردم‌ را به‌ سوي‌ محشر سوق‌

مي‌دهد. 5

 بخش‌ دوم‌ ـ علامت‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور
 
 

به‌ زودي‌ به‌ حوادثي‌ كه‌ در اين‌ سال‌ بروز پيدا مي‌كند اشاره‌ مي‌كنيم‌. سالي‌ كه‌ به‌ زودي‌ با

نشانه‌ها و حوادث‌ سال‌ مشرف‌ به‌ ظهور امام‌ بزرگوارمان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) است‌ همراه‌ خواهيم‌

شد. آن‌ گونه‌ كه‌ طبق‌ ترتيب‌ زماني‌ آنها در روايات‌ معصومين‌(ع‌) بيان‌ شده‌ تا به‌ آرزو و هدف‌

خويش‌ نايل‌ شويم‌ مومنان‌ تصوري‌ كلي‌ و فراگير از اين‌ حوادث‌ و نشانه‌ها وبا علم‌ به‌ اينكه‌ آنها

جزء حتميات‌ هستند داشته‌ باشند. اين‌ علائم‌ حتمي‌ آن‌ طور كه‌ در روايات‌ زيادي‌ از آنها ياد شده‌

پنج‌ نشانه‌اند:

امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند: پنج‌ چيز قبل‌ از قيامت‌ قائم‌(ع‌) مي‌باشند:

 1- يمني‌ 2- سفياني‌ 3- منادي‌اي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا مي‌دهد 4ـ فرو رفتن‌ (خسف‌) در بيابان‌ 5ـ

كشته‌ شدن‌ نفس‌ زكيه‌.
 

 حوادث‌ سال‌ ظهور بسيار زيادند كه‌ به‌ بارزترين‌ و آشكارترين‌ آنها ـ البته‌ با توجه‌ به‌ ترتيب‌

زماني‌ آنها به‌ قدري‌ كه‌ با توجه‌ به‌ رواياتي‌ كه‌ در دسترس‌ داريم‌ و امكان‌ آن‌ وجود داشته‌ باشد ـ ا

شاره‌ مي‌كنيم‌. پيش‌ از ورود به‌ بحث‌ لازم‌ است‌ به‌ حوادثي‌ كه‌ به‌ طور اجمالي‌ به‌ آنها اشاره‌ شده‌

و به‌ طور كلي‌ و عمومي‌ بر سال‌ ظهور و ويژگيهاي‌ آن‌ دلالت‌ مي‌كند نظري‌ بيفكنيم‌.

 1. فرد بودن‌ رقم‌ سال‌ ظهور
 

 از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
 

حضرت‌ جز در سال‌ فرد مانند يك‌، سه‌، پنج‌، هفت‌ يا نه‌ قيام‌ نمي‌كنند. 7
 

 اين‌ حديث‌ سال‌ ظهور را به‌ طور اجمالي‌ معرفي‌ مي‌كند و ليكن‌ زمان‌ ظهور مبارك‌ حضرتش‌ را

برخي‌ احاديث‌ دقيق‌تر مشخص‌ مي‌كنند. ابوبصير از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ كرده‌اند:
 

در روز عاشورا كه‌ روز به‌ شهادت‌ رسيدن‌ حسين‌ بن‌ علي‌(ع‌) مي‌باشد قيام‌ خواهند كرد: «گويا

در روز شنبه‌اي‌ كه‌ عاشورا است‌ با او هستم‌ در حالي‌ كه‌ ميان‌ ركن‌ و مقام‌ ايستاده‌ و جبرئيل‌ در

مقابلش‌ براي‌ بيعت‌ با او دعوت‌ مي‌كند و شيعيان‌ از نقاط‌ مختلف‌ زمين‌ با طي‌ الارض‌ به‌ سوي‌ او

مي‌شتابند كه‌ با او بيعت‌ كنند و خداوند تبارك‌ و تعالي‌ به‌ وسيله‌ ايشان‌ زمين‌ را همان‌طور كه‌ از

ظلم‌ و جور پر شده‌ از عدالت‌ و دادگستري‌ پر كند.
 

 با توجه‌ به‌ اين‌ روايت‌ها و ديگر روايات‌ كه‌ در دسترس‌ داريم‌ مي‌توانيم‌ بعضي‌ از ويژگي‌هاي‌

سالي‌ را كه‌ ان‌شاءالله ظهور خواهند كرد بيان‌ كنيم‌ كه‌ طبق‌ نظام‌ عددي‌ يا رقمي‌ و بر حسب‌ تقويم‌

اسلامي‌ سال‌ ظهور فرد است‌ و روز طلوع‌ آن‌ خورشيد تابان‌ هم‌ شنبه‌ دهم‌ محرّم‌ الحرام‌ كه‌

مصادف‌ با عاشوراي‌ حسيني‌ است‌.

 2. سالي‌ همراه‌ با باران‌ فراوان‌
 

از نشانه‌هاي‌ سال‌ ظهور اين‌ است‌ كه‌ در آن‌ سال‌ باران‌ بسياري‌ مي‌بارد و به‌ خاطر اين‌ بارش‌

زياد محصولات‌ و ميوه‌ها و خرماهاي‌ مختلف‌ خراب‌ شده‌ و از بين‌ مي‌روند چرا كه‌ باران‌ گاهي‌

رحمت‌ است‌ و نعمت‌ و گاه‌ عذاب‌ و نقمت‌.از امام‌ صادق‌(ع‌) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:

 پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) در آن‌ سال‌ باران‌ فراواني‌ مي‌بارد كه‌ محصولات‌ و خرماهاي‌ مختلف‌

نخلستانها از بين‌ مي‌رود ولي‌ شما از اين‌ حادثه‌ شكايت‌ نكنيد. 9
 

 و سعيد بن‌ جنيده‌ چنين‌ نقل‌ كرده‌ است‌:
 

در سالي‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور مي‌كنند بيست‌ و چهار باران‌ نازل‌ مي‌شود كه‌ اثرات‌ و

بركات‌ آن‌ مشهود خواهد شد. ان‌شاءالله 10
 

 و بر همين‌ اساس‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ معناي‌ چنين‌ احاديثي‌ پي‌ برد كه‌: امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
 

در سال‌ پيروزي‌ حضرت‌ فرات‌ چنان‌ شكافته‌ مي‌شود كه‌ آب‌ وارد كوچه‌هاي‌ كوفه‌ مي‌شود
 

و در روايتي‌ ديگر:
 

در سال‌ پيروزي‌ فرات‌ شكافته‌ شده‌ و آب‌هاي‌ آن‌ وارد كوچه‌هاي‌ كوفه‌ مي‌شود. 11

 3. سالي‌آكنده‌اززمين‌لرزه‌هاوخوف‌وفتنه‌هاي‌ بسيار:
 

 امام‌ صادق‌(ع‌) فرموده‌اند:

 از نشانه‌هاي‌ قيام‌ آن‌ حضرت‌ اين‌ است‌ كه‌ در سالي‌ پر از زلزله‌ و سرما اتفاق‌ مي‌افتد. 12

 مهدي‌ را به‌ شما بشارت‌ مي‌دهم‌ كه‌ پس‌ از پديد آمدن‌ اختلافات‌ در ميان‌ امتم‌ و زلزله‌هاي‌ بسيار

ظهور خواهد كرد. 13

 در آن‌ زمان‌ اختلافات‌ شديد و فتنه‌هاي‌ بسيار در زمين‌ پيش‌ مي‌آيد. 14

 پيش‌ از اين‌ كشتار «يبوح‌» پيش‌ خواهد آمد. «حاضران‌ پرسيدند:» «يبوج‌» يعني‌ چه‌؟ حضرت‌

فرمودند: «يعني‌ دائمي‌ است‌ و بدون‌ وقفه‌ ادامه‌ مي‌يابد. 15
 

پيش‌ از آمدن‌ قائم‌ دو مرگ‌ مشاهده‌ خواهد شد، مرگ‌ قرمز و مرگ‌ سفيد به‌ طوريكه‌ از هر هفت‌

نفر 5 نفر بميرند.» 16

 حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند:

 پيشاپيش‌ حضرت‌ مهدي‌ مرگ‌ سرخ‌ و مرگ‌ سفيد پيش‌ مي‌آيد و حمله‌ ملخ‌ها در زمان‌ او و در

غير زمانش‌ مانند رنگ‌هاي‌ خون‌ كشتار قرمز (ناشي‌ از جنگ‌) و شمشير است‌ و مرگ‌ و مير

سفيد به‌ خاطر طاعون‌ خواهد بود. 17
 

 عبدالله بن‌ بشار از اميرالمومنين‌ علي‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمودند:

 زماني‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ اراده‌ كند كه‌ قائم‌ آل‌ محمد(ع‌) را ظاهر نمايد با جنگي‌ كه‌ آغاز

و پايانش‌ در ماه‌ صفر است‌ شروع‌ مي‌كند كه‌ اين‌ ابتداي‌ قيام‌ قائم‌ ما (اهل‌بيت‌) است‌. 18
 

جابربن‌ جعفي‌ مي‌گويد: «از امّام‌ باقر(ع‌) پرسيدم‌ كه‌ معناي‌ آيه‌  «ولنبلونكم‌ بشي‌ء من‌ الخوف‌

والجوع‌» 19 چيست‌؟» حضرت‌ فرمودند:
 

جابر (اين‌ آيه‌) يك‌ معناي‌ خاص‌ دارد و يك‌ معناي‌ عام‌. معناي‌ خاص‌، گرسنگي‌ دركوفه‌ است‌ كه‌

خداوند آن‌ را مخصوص‌ دشمنان‌ آل‌ محمد عليهم‌السلام‌ قرار داده‌ و به‌ وسيله‌ آن‌، آنها را هلاك‌

مي‌كند. ولي‌ معناي‌ عام‌ آن‌ در شام‌ محقق‌ مي‌شود كه‌ اهل‌ آنجا به‌ خوف‌ و هراس‌ و گرسنگي‌ مبتلا

مي‌شوند كه‌ احدي‌ به‌ مانند آن‌ مبتلا نشده‌ باشد و گرسنگي‌ پيـش‌ از قيـام‌ قائـم‌(ع‌) اسـت‌ و خــوف‌

و هـراس‌ پـس‌ از قيـام‌ قائـم‌(ع‌). 20
 

 امام‌ باقر(ع‌) مي‌فرمايند:

 حضرت‌ مهدي‌(ع‌) جز در شرايط‌ زير ظهور نمي‌كند. مردم‌ شديداً دچار هراس‌ و گرفتار

زلزله‌هاي‌ بسيار و طاعون‌ شوند و جنگ‌ نمايان‌ و شديدي‌ ميان‌ اعراب‌ واقع‌ شود. اختلاف‌ در دين‌

و آيين‌ پيدا كرده‌ و وضعيت‌ و احوالشان‌ متغير گشته‌ باشد. هر كس‌ آرزويي‌ داشته‌ باشد آرزويش‌

در هر صبح‌ و عصر مرگ‌ است‌ تا آنجا كه‌ فرمودند: قيام‌ ايشان‌ پس‌ از يأس‌ و نااميدي‌ (مردم‌)

است‌ خوشا به‌ حال‌ كسي‌ كه‌ او را درك‌ كند و از ياورانش‌ باشد واي‌ و صدها واي‌ بر آن‌ كه‌ با او

مخالفت‌ كند و از امرش‌ نافرماني‌ و سرپيچي‌ نمايد. 21
 

ابوبصير از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:

 ناچار پيش‌ از قيام‌ فتنه‌اي‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ مردم‌ در آن‌ گرسنه‌ مي‌شوند و هراس‌ شديدي‌ از

كشتارها در دلشان‌ مي‌افتد و مبتلا به‌ كاستي‌ و كم‌ شدن‌ اموال‌ و محصولات‌ و جان‌هايشان‌

مي‌شوند. اين‌ مسأله‌ در قرآن‌ مطلبي‌ روشن‌ و واضح‌ است‌ و سپس‌ حضرت‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌

فرمودند:
 

و لنبلونكم‌ بشي‌ء من‌ الخوف‌ والجوع‌ و نقص‌ من‌ الاموال‌ والانفس‌ والثمرات‌ و بشر الصابرین22
 

 از اين‌ مجموع‌ احاديث‌ شريفه‌ كه‌ سال‌ ظهور را توصيف‌ مي‌كنند در مي‌يابيم‌ كه‌ آن‌ سال‌، سالي‌

است‌ با زمين‌ لرزه‌ها و فتنه‌هاي‌ بسياري‌ كه‌ حكايت‌ از نبود و فقدان‌ ثبات‌ سياسي‌ در برخي‌ كشور

و كثرت‌ اختلافات‌ و جنگ‌ها مي‌كنند كه‌ آن‌ هم‌ به‌ جنگي‌ جهاني‌ ختم‌ مي‌شود كه‌ در روايات‌ از آن‌

به‌ جنگ‌ و معركه‌ قرقيسيا ياد شده‌ است‌ (كه‌ به‌ زودي‌ به‌ آن‌ اشاره‌ خواهيم‌ كرد) و نتيجه‌ زياد

شدن‌ جنگ‌ها، خوف‌ و هراس‌ و گرسنگي‌ و كشتارها و مرگ‌ و ميرها مي‌باشد و حوادث‌ و

اتفاقات‌ اين‌ سال‌ به‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) منتهي‌ شده‌ جهان‌ پر از عدل‌ و قسط‌ مي‌گردد. 
 

-----------------------------------------------------------------------------------

پي‌نوشت‌ها :
 1.  غيبت‌ نعماني‌، ص‌ 179،بحارالانوار، ج‌ 52، ص‌ 240؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌122.
 2.  بحاراالانوار، ج‌52، ص‌210؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌123.
 3.  غيبة‌النعماني‌، ص‌171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
 4.  به‌ مسأله‌ بدأ درشماره‌هاي‌ بعدي‌ مفصلاً خواهيم‌ پرداخت‌.
 5.  الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌ ص‌267، بحارالانوار، ج‌52، ص‌209؛ بشارة‌الاسلام‌ 14.
 6.  الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌279؛ كمال‌الدين‌، ص‌649؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌267؛ اعلام‌ الوري‌. ص‌426.
 7.  اعلام‌ الوري‌، ص‌430؛ بحارالانوار، ج‌2، ص‌291؛ منتخب‌ الاثر، ص‌464.
 8.  الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌379؛ اعلام‌ الوري‌، ص‌430.
 9.  اعلام‌ الوري‌، ص‌428؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شيخ‌ مفيد ج‌2، ص‌377.
 10.  اعلام‌الوري‌، 429، الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، 269.
 11.  اعلام‌ الوري‌، ص‌429؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌125؛ الارشاد، شيخ‌ مفيد ج‌2، ص‌377؛ الغيبة‌ شيخ‌ طوسي‌، ص‌274.
 12.  يوم‌الخلاص‌، ص‌543، بيان‌ الائمه‌(ع‌) ج‌2، ص‌431.
 13.  كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.
 14.  المهدي‌ والممهدون‌، ص‌ 49، كمال‌الدين‌ ص‌655، بحارالانوارج‌52، ص‌182.
 15.  كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار، ج‌52، ص‌182.
 16.  كمال‌الدين‌، ص‌655، بحارالانوار ج‌52، ص‌182.
 17.  الغيبة‌، نعماني‌، 185، الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌372؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌267.
 18.  بيان‌الائمه‌ ج‌1، ص‌335.
 19.  سوره‌ بقره‌(2) آيه‌155.
 20.  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌168؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌229.
 21.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌231؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌162؛ المهدي‌، آيت‌الله صدر، ص‌198.
 22.  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌168؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌229.

+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 0:52 |
                     TinyPic image

او را به جرم چیدن گل محکوم کردند...

                

                          چون دستانش بوی گل می داد ...

   

 اما هرگز کسی نگفت:

                   

                         شاید او گلی کاشته باشد.

                                                        

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 3:50 |

                                         

مهربان پروردگار!

به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم.

                                                  

مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

 

                                                 

 

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه:

 

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهد و ميگويد:

 

                 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد،

                      پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

 

                                                     

 

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 21:32 |
        و رمضان من با رمضان دیگران کلی فرق دارد...

رمضان من  بی تو روزه مطلق یک سکوت مرگبار است ...

رمضان من

نه سحر ...

نه  افطار ...

نه کوچ و نه اطراقی ...............هیچ نمی شناسد...

بی تو آواره ام ...

مسافری آواره در رمضانی سرگشته...

و رمضان من حتی احکام مسافر روزه دار آواره را نیز نمی داند...

خسته ام در این سکوت پر فریاد...

و رمضان من از آرمیدن حتی نگاه خسته و بغض آلودم بیزار است...

رمضان من حتی شب نشینی با مهتاب را بی تو نمی خواهد...

               و چه سخت می گیرد رمضان من که:

                      هستی و نیستی بی تو را بر من حرام کرده است.

                                                                                                               TinyPic image

+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 21:10 |
   View Full Size Image

                                       السلام اي عالم اسرار رب‌العالمين             

                                وارث علم پيمبر فارس ميدان دين 

وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر

قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر

عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد.

پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار

حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را

فرمود ,  علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان

نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود:

 نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصي و وزير من خواهد بود , تنها کسي

که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و

وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام

که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد.

                                                   TinyPic image

 علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه هجرت نمود و در شب

هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه

ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص)

خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق

وصيتي که کرده بود , امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو

زن ديگر برداشته به مدينه حرکت نمود.

 

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و آن حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد و

يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي که ميان اصحاب خود عقد

اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد.

                                                     TinyPic image

علي(ع) در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که آن

حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ

حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود

هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود.

                                                     TinyPic image

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني سرآمد و در

ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکه وی جوان است و مردم به واسطه خون  هاي که

در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب

دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت

افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس

از کشته شدن خليفه سوم مردم با آن حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند.

 

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص) را

داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات

به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رو عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها

عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت

برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند.

 

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد که به

جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف

است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان

معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات

داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در

مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و

يکم همان ماه به شهادت رسيدند.

                       حضرت را چونان مشعلي در تاريكي روزگار فرا روي خويش گيريم

                                               ودر پرتو نور آن گام برداريم

+ نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 16:31 |
                                          http://hassanmojtaba.mihanblog.com/ منبع وبلاگ امام حسن مجتبي

دامنه شخصيت بي مانند سبط اکبر پيامبر صلي الله عليه و آله امام حسن  مجتبي عليه السلام آنقدر وسيع و گسترده است که آثار و نشانه هاي آن در تمام کتاب هاي حديث، تراجم، سيره، تاريخ و مناقب فراوان به چشم مي خورد.


  تواضع، فروتني، خدا ترسي، روابط حسنه، احترام  متقابل و کمک به بينوايان از ابعاد برجسته زندگي آن سرور جوانان بهشتي است. آن بزرگوار بازويي علمي، قضايي، و نيرويي بسيار کارآمد براي حکومت علوي و شخص اميرمومنان عليه السلام بوده است.

امام از جمله کساني بود که از آغاز تا پايان به دفاع از حريم رهبري پرداخت و در جنگ هاي جمل، صفين و نهروان فعالانه شرکت جست، بلکه در بسيج نيروها از کوفه براي مقابله با فتنه طلحه و زبير، گام هاي بسيار مثبت و موثري برداشت.

 


هر چند زندگي پر رنج و محنت امام، پر از مسائل و دشواري ها است اما ما در اينجا فقط به بُعد جايگاه علمي امام مجتبي عليه السلام اشاره مي کنيم.


   امام در نگاه پيامبر صلي الله عليه و آله

امام حسن مجتبي عليه السلام کودک بود که پيامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگي ياد مي کرد. به يقين اين برخوردهاي محبت آميز که هيچگاه در زمان خاص و يا در محدوده خاصي ابراز نمي شد، نشان دهنده اين بود که آن حضرت مي خواست نقاب از چهره امام حسن عليه السلام کنار زده و شخصيت والاي او را بيش از پيش، به مسلمانان معرفي کند.

 هادي امت

حذيفه گويد: روزي صحابه  رسول خدا صلي الله عليه و آله در نزديکي کوه حرا- يا غير آن - گرد پيامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالي با وقار خاصي به جمع آنان پيوست. پيامبر صلي الله عليه و آله  با نگاه طولاني که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشيد که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدايتگر شما خواهد بود.

 مورخان نوشته اند که: روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: همانا حسن ريحانه من است. و اين فرزندم سيد و بزرگ است و به زودي خداوند به دست او بين دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد."
 
او تحفه اي است از خداوند جهان براي من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقي مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهاي من است. خداوند عنايت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسي باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نيکي کند."


+ نوشته شده توسط الهه ی ناز در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 13:37 |

 روايت شده: يکي از ياران اميرالمومنين عليه السلام که او را همام مي گفتند و مردي عابد بود به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانکه گويي آنان را مي بينم براي من وصف کن. امام در پاسخ او درنگ کرد، سپس فرمود: اي همام، تقواي الهي پيشه کن و کار نيک انجام بده، زيرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نيک است. همام به اين مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پيامبر - که درود خدا بر او و آل او باد  درود فرستاد و سپس فرمود:

   

     اما بعد، خداوند پاک و برتر مخلوقات را آفريد در حالي که از اطاعتشان بي نياز، و از گناهشان ايمن بود، زيرا عصيان عاصيان به او زيان نمي رساند، و طاعت مطيعان او را سود نمي دهد. پس روزي آنان را در ميانشان تقسيم کرد، و هر کس را در دنيا در جايي که سزاوار بود قرار داد. پرهيزکاران در اين دنيا اهل فضائل اند، گفتارشان صواب، پوشاکشان اقتصادي، و رفتارشان افتادگي است. از آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشيده، و گوشهاي خود را وقف دانش با منفعت نموده اند. آنان را در بلا و سختي و آسايش و راحت حالتي يکسان است، و اگر خداوند براي اقامتشان در دنيا زمان معيني را مقرر نکرده بود از شوق به ثواب و بيم از عذاب به اندازه چشم به هم زدني روحشان در بدنشان قرار نمي گرفت.

 

   خداوند در باطنشان بزرگ، و غير او در ديدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که گويي او را ديده و در فضايش غرق در نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند که گويي آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهايشان محزون، همگان از آزارشان در امان، بدن هاشان لاغر، نيازهايشان سبک، و نفوسشان با عفت است. روزي چند را در راه حق صبر کردند که براي آنان راحتي جاويد به دنبال آورد، اين است تجارتي سودآور که خداوند براي آنان مهيا نمود.

   

    دنيا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند، به اسارتشان کشيد و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد کردند.

   به هنگام شب براي عبادت برپايند، در حالي که اجزاي قرآن شمرده و سنجيده تلاوت کنند، خود را به آيات قرآن اندوهگين ساخته، و داروي دردشان را از آن برگيرند. . چون به آيه اي بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع کنند، و روحشان از روي شوق به آن خيره گردد، و گمان برند که مورد بشارت در برابر آنهاست. و چون به آيه اي بگذرند که در آن بيم داده شده گوش دل به آن دهند، و گمان برند شيون و فرياد عذاب بيخ گوش آنان است.

 

   قامت به رکوع خم کرده اند، به وقت سجده پيشاني و دست و زانو و انگشتان پا بر زمين مي گذارند، و از خداوند آزادي خود را از عذاب مي طلبند. اما به هنگام روز، بردباران و دانشمندان و نيکوکاران و پرهيزکارانند. بيم از حق جسمشان را چون تير تراشيده لاغر کرده، مردم آنان ر ا مي بينند به تصور اينکه بيمارند، ولي بيمار نيستند، و مي گويند ديوانه اند، در حالي که امري عظيم آنان را بدين حال درآورده.

 

   به طاعت اندک خشنود نمي شوند، و طاعت زياد را زياد ندانند، بنابراين خود را به کوتاهي در بندگي متهم کنند، و از عبادت خود در وحشتند. هرگاه يکي از آنان را تمجيد کنند ار آن تمجيد بيم نموده و گويد: من از ديگران به خود آگاه ترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است؛ خداوندا، مرا به آنچه درباره ام گويند مگير، و از آنچه مي پندارند بهتر گردان، و زشتي هايي را که از من خبر ندارد بر من ببخش.

 

                                        

 

   از نشانه هاي ديگرشان آن است که هر کدام را داراي نيرومندي در دين، دورانديشي با نرمي، ايمان همراه با يقين، حرص در دانش، علم با بردباري، ميانه روي در توانگري، فروتني در عبادت، آراستگي در تهيدستي، بردباري در سختي، جويايي در حلال، نشاط در هدايت، و دروي از طمع بيني. در عين به جا آوردن اعمال شايسته ترسان است. شب مي کند در انديشه شکر، و روز مي کند در انديشه ذکر. شب را به سر مي برد با خوف، و روز مي نمايد دلشاد: خوف از غفلتي که او را در آنچه بر او سنگين است از او پيروي نکند او نيز آنچه را که نفس به آن رغبت دارد به او نمي دهد.

 

   روشني چشمش در آن چيزي است که جاويد است، و بي رغبتيش در آن است که فاني شدني است. بردباري را با دانش، و گفتار را با عمل آميخته مي کند. آرزويش کم و کوتاه، لغزشش اندک، دلش فروتن، نفسش قانع، خوراکش اندک، زندگيش آسان، دينش محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فروخورده است. خيرش را متوقع، و از شرش در امانند.

 

   اگر در ميان غافلان باشد از ذاکرانش به حساب آرند، و اگر در ميان ذاکران باشد در شمار غافلانش نيارند. از آن که بر او ستم کرده بگذرد، به آن که او را محروم نموده عطا کند، و با کسي که با او قطع رحم نموده صله رحم نمايد. زبان دشنام ندارد، گفتارش نرم است، زشتيش پنهان، و خوبيش آشکار است، نيکي اش روي آورده، و شرش روي گردانده، در حوادث آرام، در ناخوشيها شکيبا، و در خوشيها شاکر است. بر دشمن ستم نمي کند، و به خاطر محبوبش مرتکب گناه نمي شود. پيش از حاضر کردن شاهد، خود اقرار به حق مي نمايد. امانت را تباه نمي کند، و آنچه را به يادش آرند به فراموشي نمي سپارد، احدي را با لقب زشت صدا نمي کند، به همسايه نمي زند، به بلاهايي که به سر مردم مي آيد شادي نمي نمايد، در باطل وارد نمي شود، و از حق خارج نمي گردد. اگر سکوت کند سکوتش غمگينش نکند، و اگر بخندد قهقهه نزند، چون به او ستم روا دارند صبر پيشه سازد تا خدا انتقامش را بگيرد.

 

   از خود در رنج است، و مردم از او در راحتند. در امر آخرت خود را به زحمت اندازد، و مردم را از جانب خود قرين آسايش کند. دوريش از آن که دوري مي کند محض زهد و پاک ماندن، و نزديکي اش به آن که نزديک مي شود به خاطر نرمي و رحمت است، دوريش از راه تکبر و خودخواهي، و نزديکي اش از باب مکر و فريب نيست.

 

                                          

                                                        

   راوي گفت: چون سخن به اينجا رسيد همام فريادي برکشيد و جان داد. حضرت فرمود: به خدا قسم از چنين پيشامدي بر او مي ترسيدم. سپس ادامه داد: اندرزهاي رسا با اهلش اينگونه معامله مي کند! يکي از حاضران فضول به حضرت گفت: خودت چه حالي داري؟ فرمود: واي بر تو، هر اجلي را وقت معيني است که از آن نمي گذرد، و علتي است که از آن تجاوز نمي کند. بازايست و ديگر اينچنين مگوي که اين سخني بود که شيطان بر زبانت جاري ساخت.

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 0:10 |
Free Hit Counters
Free Counter

هیئت عزیزترارجانمان عشاق المهدی عج