تبليغاتX
مسافر سرنوشت Free Hit Counters
Free Counter
امروز با صدای زنگ تلفن از خواب ناز خیلی ریلکس بیدار شدم .... بعد از کلی پر چونه بازی

دیگه خواب پریده بود. من هم گفتم به خودم بیام اینجا کمی مظلب بزنم ...  بریم  بریم

  همه با هم بریم

 

 

آيا مي دانستي که ادرار موش در زير اشعه ماوراء بنفش ميدرخشد و همين

 امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند..

 

     خوب معلومه دیگه اگر اینجور نبود الان بازی  نبود جانم  زحمت

کشیدی .

 

آيا مي دانستي که پنجاه درصد از مردان و ده درصد از زنان جهان سيگارى

 هستند.

  کاش میگفتی چند تا شون هم میکشن هم ورزش میکنن.

 

آيا مي دانستي ايران از نظر ذخاير مس اولين کشور جهان مي

باشد.

   پس بگو چرا آفتابه ها مسی بود

 

آيا مي دانستي که سيب بيشتر از يک فنجان قهوه ميتواند صبحها خواب را از

 سر بپراند و انسان را آماده کار کند.

  از این دو تا بهتر زنگ تلفن جانم 

 

آيا مي دانستي که گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که

 گاو باز در مقابل چشمانش

تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد

حالا فهمیدم چرا تو گاوها طلاق وجود نداره بیچاره گاو نر     

 

این هم عاقبت با زنگ تلفن بیدار شدن...


+ نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 12:54 |

پایان ماه صیام

 

 

واحسرتا که طی شد ماه صیام یاران

ماهی که اشک می داد به چشم روزه داران

 

ماهی که بود خوشتر از عمر روزگاران

ماهی که ذکر بود هر صبح و شامگاهی

 

یا رب یا الهی یا رب یا الهی

 

 

ماهی که داد در آن نخل دعا ثمرها

ماهی که داده بودند بر گریه اش اثرها

 

ماهی که چشم من بود بیدار تا سحرها

امیدوار بودم بر من کنی نگاهی

 

یا رب یا الهی یا رب یا الهی

 

ماهی که باز کردی برما تو باب توبه

شد بر گناهکاران نازل خطاب توبه

 

پرونده های ما را شستی به آب توبه

باشد که تا نماند آثاری از گناهی

 

یا رب یا الهی یا رب یا الهی

 

ماهی که محفل ما سرگرم یا علی بود

در هر نفس علی بود در هر ندا علی بود

 

ذکر تمام یاران پیوسته یا علی بود

بالله قسم از این ماه خوشتر نبود ماهی

 

یا رب یا الهی یا رب یا الهی

 

بر در گهت الهی غیر از گنه ندارم

این نامه سیاهم این چشم اشکبارم

 

ماه صیام طی شد اما امیدوارم

بخشیده ای گناهم اشکم دهد گواهی

 

یا رب یا الهی یا رب یا الهی

 

امشب به این امیدم کز من گناه بخشی

از دوزخم رهائی با یک نگاه بخشی

 

ای آنکه هر دم از لطف کوهی به کاه بخشی

طاعات من در این ماه کمتر بود زکاهی

 

یا رب یا الهی یا رب یا الهی

عید بر شما عاشقان ولایت مبارک

 

صد شكر كه اين آمدو صد حيف كه آن رفت

 

تعجيل در فرج مهدي فاطمه (عج)
 
 
 

صلوات 

 

+ نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 0:17 |

گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم

تو با خود دشمنی کردی ولی من دوستت دارم

آخ که دیشب نماز عشام قضا شد خدایا آخه این چه مهمانی بود که

فرستادی دم افطاری برای ما؟

یک برادر ناتنی سنی که روزه هم نبود نماز مغرب را خوندم رفتم افطار بعد نشستم پای بحث و

ارشاد کردن یک وقت بعد از رفتن ایشان بود که فهمیدم وای نماز آن هم در ماه رمضان ...

میدونی چیکار کردم بعد از کلی استغفار رفتم در نت یک اتاق باز کردم مناجات با خدا گذاشتم...

چند نفری از شب زنده داران هم آمدند تا نزدیک نماز صبح از خدا می خواستم که منو ببخشه ...

آخه وضع مالی خرابه که بلند شم برم عرفات تازه شاید اجل مهلت نداد یا خدا دعوتم نکرد ...

یکی نیست بگه این شبها با خدا بودن را بذاری بری ....اصلا بگذریم .

خدا جون تا آخر ماه رمضانت با خود آقام امام سجاد (ع) هم ناله میشم برای تمام شدن این ماه...

یاد این روایت افتادم که یک شخص تاجری میره نزد امام معصوم میگه آقا مرا سفری در راه است...

اگر امکان دارد یک استخاره که آیا بروم در این ایام یا نروم به این سفر تجاری؟

آقا بعد از استخاره می فرماینند به این سفر نرو چون تو را زیانی خواهد رسید ...

بعد از مدتی آن شخص نزد امام آمده میگوید آقا من به آن سفر که فرموده بودید نروم رفتم و سود بسیاری هم نصیبم شد ...

 آقا سوال می کنند اتفاق خواصی برایت رخ نداد در این سفر؟

آن شخص می گوید فقط یک بار نماز صبحم قضا شد ...

امام می فرمایند: اگر بدانی چه خسارتی از این کار بر تو رسیده در مقابل آن سود دنیایی

 خود را ملامت خواهی کرد و برو از خدا طلب بخشش کن .

 

 

اگر من با تو بد بودم تو را دعوت نمی کردم

گشودم در که بر گردی ببینی لطف بسیارم

 

تو مهمان عزیزی بر من و من میزبان تو

چگونه میهمان نومید برگردد زدربارم

 

زبستر نیمه شب برخیز و اشکی ریز بر دامن

که با اشک شبت خاموش گردد شعله نارم

 

تو آن عبدی که در گرداب جرم و معصیت غرقی

من آن ربم که باشد دمبدم لطف و کرم کارم

 

بجز نومیدی از عفوم ببخشم هر گناهی را

امید آور امید آور که از یِاّس بیزارم

 

عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختیار من

توان سوزانمت اما به بخشیدن سزاوارم

 

تو دائم غافل و من آنی از تو نیستم غافل

تو خواب و من زلطف و مرحمت پیوسته بیدارم

 

به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا

که هر یک قطره را با یک یم رحمت خریدارم

 

اگر فردا بپرسند از تو ای میثم چه آوردی

بگو دستم تهی اما محّب آل اطهارم

خدا جان این صفات بخشندگیت من را امیدوار کرده.العفو العفو العفو

شما عزیزان هم از خدا بخواهید تا از سر تقصیرات من بگذره

شتر دیدی ندیدی...

التماس دعا

 

 

تعجيل در فرج مهدي فاطمه (عج)
 
 
صلوات
  
+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 15:32 |
Free Hit Counters
Free Counter

هیئت عزیزترارجانمان عشاق المهدی عج